نرخ ارز بازار آزاد : دلار : ۳,۳۲۱ یورو : ۳,۶۲۲ پوند : ۵,۰۵۳

نرخ ارز رسمی : دلار : ۲۸,۳۷۲ پوند : ۴۳,۰۶۱ یورو : ۳۰,۷۹۹

نرخ طلا و سکه : یک گرم طلای 18 عیار : ۹۷,۳۰۰ سکه تمام - امامی : ۹۵۱,۰۰۰ نیم سکه : ۴۹۷,۰۰۰ ربع سکه : ۲۷۵,۰۰۰ سکه گرمی : ۱۸۸,۰۰۰

سرویس فرهنگی هنری | کد خبر: 18220
تاریخ انتشار: 1395/10/12 - 16:13:59

گفت‌وگوی اتفاقیه با عکاس قوچانی؛

برف‌بازی کودکان روستایی در قاب طلا

عکسی از مهدی عقیقی در جشنواره «آساهی شیمبون» ژاپن مدال طلا گرفت
 برف‌بازی کودکان روستایی در قاب طلا,

سیاه و سفیدی، سرما، بازی و کودکی که چیزی توجهش را جلب کرده است، کوچه‌ای بن‌بست و فضایی برفی که هر کدام از آنها به عنوان یک مضمون می‌تواند پیامی داشته باشد
  
این روزها عکس‌ها گاهی از کلام بیشتر صحبت می‌کنند و تصویری که از مواجه با آنها در ذهن ما ایجاد می‌شود گاه خیلی بیشتر از خواندن مطلبی در همان زمینه تأثیرگذار است. در این جهان رسانه‌ای که مردش با به اشتراک‌گذاری عکس در فضای مجازی به یکدیگر پیام منتقل می‌کنند، اهمیت توجه به عکس و عکاسی دیگر مانند سابق محدود به خواصی نیست که حرفه‌ای به این کار نگاه می‌کنند. این روزها همه ما در نقش عکاس ظاهر می‌شویم هر چند این رشته چارچوب‌ها، قواعد و دانش خود را دارد. گفت‌وگویی داشتیم با یکی از عکاسان قوچانی که در کوچه و پسکوچه‌های روستاها سوژه‌های هنری‌اش را می‌یابد، دلتنگ گذشته‌هاست و به تازگی در جشنواره عکاسی «آساهی شیمبون» ژاپن مقام آورده است.

عکاسی در عرصه جهانی
مهدی عقیقی درباره حضورش در این جشنواره گفت: امروز به لطف دوربین عکاسی و فضای مجازی دیگر حضور فیزیکی در عرصه بین‌المللی برای ما ایرانی‌ها و حتی ملت‌های دیگر پیش و پا فتاده است و ما همه با زبان تصویر صحبت می‌کنیم و نیازی به مکامله زبانی نداریم. ما اتفاق‌ها، رویدادها و پوشش‌ها و پویش‌ها؛ خوردن و آشامیدن، لباس پوشیدن، رنگ‌ها و جلوه‌ها و به طور کلی زندگی انسان را با تصویر ثبت می‌کنیم و در جهان به اشتراک می‌گذاریم. در واقع عرصه عکاسی جهانی است و این ناگزیر است.


رویدادهای جهانی بسیاری هست و ایرانی‌ها هم خیلی جدی در آن حضور دارند. البته متأسفانه معدود عکاسان جهانی هستند که به ایران آمده‌اند و با این حال همه آنها بیان کرده‌اند که اگر ما دو بار به دنیا بیاییم، باز هم برای عکاسی از ایران زمان کمی داریم. ایران فضای بسیاری برای عکاسی دارد؛ هر کسی بخواهد عکاسی طبیعت انجام دهد و یا جاذبه‌های گردشگری با منبع بی‌پایانی از سوژه‌ها روبرو خواهند بود. طبق تحقیقاتم کسانی که در ایران عکاسی از گل و گیاه می‌کنند یا در زمینه حیات وحش و طبیعت هستند، خیلی موفق‌اند. مستندهای اجتماعی هم که در ایران تا کنون حجم گستردهای از کارها را به همراه داشته است.


مجید سعیدی، آلفرد یعقوب‌زاده و خیلی‌های دیگر هستند که به عنوان خبرنگار کار می‌کنند و چهره‌هایی جهانی هستند. پس حضور عکاسان در عرصه‌های بین‌المللی بیشتر نشان دادن اتفاق‌های کشورش است و این در رسالت عکاسان است که کشورشان را معرفی کنند نه اینکه صرفا خودشان معرفی شوند.


داوری جشنواره در 4 مرحله
وقتی عکس‌هایم را به جشنواره «آساهی شیمبون» فرستادم ابتدا خودم را محک زدم و یکی از علت‌هایی که در جشنواره‌ها شرکت می‌کنم این است که بدانم آیا کارم حرفی برای گفتن دارد یا نه. در جشنواره آساهی شیمبون 12 هزار عکس ارسال شده بود و عکس من هم در چهار مرحله داوری شد. جشنواره پشت هر کس برچسبی می‌‌چسباند و در هر مرحله چندین داور داوری می‌کنند. اگر کار تیک بخورد به مرحله بعد می‌رود تا اینکه تیک‌های بعدی کار را به مرحله مرحله چهارم یعنی فینال برساند. برنده شدن به معنای پذیرفته شدن از چند مرحله داوری است و قاعدتاً دشواری‌های خاص خودش را دارد.


با سیاه‌نمایی مخالفم
اگر ما نسبت به ایران نگرش مثبت داشته باشیم در خارج از کشور به ما مثبت نگاه می‌شود. اموری مثل فقر در همه جهان است اما اگر مشکلات را در هر عرصه‌ای نشان دهیم و سیاه‌نمایی کنیم اثرات آن هم به تبع منفی خواهد بود. به نظرم بهتر است تصاویری منتشر کنیم که آثار بدی برای کشور به همراه نداشته باشد. نسبت به شرکت در جشنواره خاجی این حساسیت را دارم که در کار سیاه‌نمایی نشود. البته این آزادی باید وجود داشته باشد که عکاس کار خودش را انتخاب کند و این طور هم هست.


کودکی که در سرما طلا گرفت!
خودم روی عکس دیگری حساب کرده بودم که جایزه بگیرم اما عکس دیگری از من جایزه گرفت. هر کسی با یک نظر می‌تواند به این عکس نگاه کند. سیاه و سفیدی، سرما، بازی و کودکی که چیزی توجهش را جلب کرده است، کوچه‌ای بن‌بست و فضایی برفی که هر کدام از آنها به عنوان یک مضمون می‌تواند پیامی داشته باشد. خودم در مورد عکسم صحبتی نمی‌کنم اما مخاطبان باید در مورد آن حرف بزنند و فکر می‌کنم جای صحبت زیاد دارد.


عکس من به فضای برفی روستای «یدک» قوچان مربوط است. زمستان سال قبل گرفته شده و سبک آن سبک پرتره محیطی است. از سوی دیگر محتوای فضای عکس به نوعی مستند اجتماعی هم اشاره دارد. در واقع پرتره محیطی بچه‌‌ای را نشان می‌دهد که چهره‌ای آسیایی دارد و در یک روز زمستانی در کوچه‌ای بن بست ایستاده و دست‌هایش را گرم می‌کند.


به لحاظ فنی عکس یک ظریب کانونی خاص می‌خواهد و یک ویرایش مناسب؛ انتخاب سیاه و سفید بودن هم حرف دارد و این فضا به نظرم خاطرات کودکی من و همه است و القای این حس نوستالژیک را هم باید بخشی از محتوای عکس دانست. همیشه به گذشته بر می‌گردم و چیزهای لذت بخشی در کودکی هست که پرداختن به آنها برای همه ما جذاب و تأمل برانگیز است.

 انتهای پیام/ نوید موسوی


به زودی نظر شما پس از تایید منتشر میگردد.
ارسال نظر
نام :
ایمیل
نظر
تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به سایت اتفاقیه است و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلامانع است.