نرخ ارز بازار آزاد : دلار : ۳,۳۲۱ یورو : ۳,۶۲۲ پوند : ۵,۰۵۳

نرخ ارز رسمی : دلار : ۲۸,۳۷۲ پوند : ۴۳,۰۶۱ یورو : ۳۰,۷۹۹

نرخ طلا و سکه : یک گرم طلای 18 عیار : ۹۷,۳۰۰ سکه تمام - امامی : ۹۵۱,۰۰۰ نیم سکه : ۴۹۷,۰۰۰ ربع سکه : ۲۷۵,۰۰۰ سکه گرمی : ۱۸۸,۰۰۰

سرویس فرهنگی هنری | کد خبر: 18314
تاریخ انتشار: 1395/10/14 - 16:09:06

دقت در انتخاب کلمات!

دومین جلسه اتفاق‌خوانی با حضور شاعران و علاقه‌مندان به شعر در مشهد برگزار شد
دقت در انتخاب کلمات!,

به گزارش پایگاه خبری اتفاقیه ، دومین جلسه «اتفاق‌خوانی» با حضور شاعران و علاقه‌مندان به شعر در دفتر روزنامه اتفاقیه در مشهد برگزار شد. به نسبت هفته گذشته تعداد بیشتری دور هم جمع شدند و فضا دوستانه بود. جلسه‌گردان مهدی آخرتی در ابتدای جلسه گفت: هفته قبل نخستین جلسه از «اتفاق‌خوانی» در دفتر روزنامه اتفاقیه برگزار شد که در آن مختصر تحلیل و بررسی یک شعر را داشتیم و در ادامه تعدادی از شاعران حاضر به شعرخوانی پرداختند. در این جلسه هم همان روش را خواهیم داشت و با توجه به اینکه رویکرد آن شعرخوانی و تحلیل شعر است به بررسی اشعار دوستان خواهیم پرداخت.

حامد حسنی آسیاب‌دره داوطلبانه شعری خواند تا در حضور دیگران نقد و بررسی شود: ساعت بیست و پنج/ عبور ثانیه شمار/ انگشت سبابه/ بند می‌گشاید از بند‌ عریانی تن/ از تراژدی مرگبار ارواح دربند/ هر شب در عبور ثانیه‌ها/ کودکی اصرار به شنیدن قصه دارد/ خیانت نکرده‌ام/ رمان می‌خوانم/ با تمام نفرتم/ با دلی تنگ در آغوش دارم/ کودک حسرتم را/ در ساعت بیست و پنج/ شوربختیم/ من و کودک برهنه‌ی هم نامت/ آه... هر دو ناخواسته‌ایم/ تو من را نمی‌خواستی/ و من کودک از زن دیگری.

اهمیت رفتارشناسی کلمات
در نقد این شعر مجتبی اصغری(کیان) گفت: شعر به نظرم بین کلاسیک و آزاد معلق بود. در شعر تنها وسیله ارتباطی کلمه است و باید رفتار‌شناسی کلمات را بدانیم. در این شعر گاهی قافیه بود و گاهی هم نبود. در مورد فرمالیسم کار اگر بخواهیم به پیکره شعر بپردازیم باید توجه کنیم شاعر می‌خواهد حرفش را در لایه‌های بیرونی بگوید یا درونی. تمام شُعرایی که به نوعی نامی دارند حتی حافظ خودسانسوری داشتند و اشعارشان را به استاد و عارف و پدر معنوی‌شان نشان می‌دادند وحتی عقبه واژه‌ها را بررسی می‌کردند.  

فردین نوروزی: با این حرف شما موافقم که نباید هر چیزی به ذهنمان رسید بگوییم. به نظرم در زمان حافظ اقتضائات زمان ایجاب می‌کرد که این چنین برخورد شود. مخاطب امروزی حوصله این را ندارد که به عمق بحث بپردازد و می‌خواهد شعر قابل فهم‌تر باشد.

دعوت‌نامه‌ای برای مخاطب
کیان: این رسالت شاعر است که گستره فهم خود را افزایش دهد. نمی‌شود بر اساس ذائقه مخاطب و تنبلی او در فهم و دریافت، شعر نوشت و به محتوا توجه نداشت.
آخرتی: ژان پل سارتر می‌گفت «هر متنی دعوت‌نامه‌ای برای مخاطب است» و وقتی ما برای مخاطبان خود دعوت‌نامه ارسال می‌کنیم باید از واژگانی استفاده کنیم که در خور این دعوت‌نامه هم باشد. شعری که خوانده شد در واقع پیکره بندی قوی‌ای نداشت. در شعر آزاد ما چون قافیه نداریم کلمات پیکره‌ساز هستند وشعر را باید با آنها نگه داشت. نخستین بار که صورت معشوق به گل تشبیه شد خیلی تازگی داشته اما به مرور زمان برای ما عادی شده است. انسان چون کمال‌جو است به وقایع عادی عادت می‌کند. در زبان شعر باید از تکرارها دوری کرد چون این آشنایی شده‌های زبانی را باید آشنایی زدایی کنیم. امروز این از مهم‌ترین ویژگی‌های شعر است.

تزاحم کلمات!
کیان: این شعر به نظرم تزاحم تصویر دارد.
الهه فیاضی: به نظرم تزاحم کلمه دارد و خیلی واژه در شعر دیده می‌شود که ضرورت نداشته و ما را از شعر دور می‌کند.  

 آخرتی: ژان پل سارتر می‌گفت «هر متنی دعوت‌نامه‌ای برای مخاطب است» و وقتی ما برای مخاطبان خود دعوت‌نامه ارسال می‌کنیم باید از واژگانی استفاده کنیم که در خور این دعوت‌نامه هم باشد

آخرتی: می‌شد خیلی راحت بگوییم من کودکی‌ام را در آغوش خودم بزرگ کرده‌ام. در گذشته علوم در هم تداخل داشت ولی امروز شاخه‌ها از هم جدا شده است و مانند گذشته در هم‌آمیخته نیست. امروز شعر باید عینی‌تر باشد و بشود راحت آن را تصور کرد و جلوی چشم آورد.

کیان: همین عینیت را در شعر کلاسیک هم داریم و می‌بینیم که حافظ هر اندازه اشعارش عینی‌تر است ماندگاری بیشتری دارد. حتی خود حافظ هم اشعار انتزاعی دارد که امروز خیلی برای ما قابل تجسم نیست.

آخرتی: بین عینیت کلاسیک و عینیت مدرن تفاوت‌هایی وجود دارد. ما در شعر کلاسیک نوعی کلی‌گویی داریم که در فضای انتزاعی قرار گرفته است.
فیاضی: باز هم تأکید می‌کنم که برای رساندن پیامی که شعر دارد نیاز به این همه کلمه نیست. باید خیلی ساده‌تر این پیام را می‌رساندید.


شعرخوانی در لحظات پایانی
پس از پایان نقد و بررسی‌ها حول شعری که در آغاز جلسه خوانده شد شرکت‌کنندگان داوطلب به شعرخوانی پرداختند.
حمید سالاری: سخت عاشق شدم اما تو دلت با ما نیست/ در دل موج شکیبایی شب پیدا نیست/ برق موهای پر از موج و سیاهت شده‌ایم/ با پریشانی موهات کسی موسا نیست.

مریم اصغری: تا اطلاع ثانوی از زندگی خسته‌ام/ اما همچنان دردهایم را کوک می‌کنم تا سر ساعت دودشان کنم/ مبادا که خیالت بی محابا مکدر شود/ و دست بردارد از کابوس‌های خاکستری شبانه‌ام.

فیاضی: زخم زبان می‌زد گریبان مرا سوزن/ تا جا نماند زخم‌هایم زیر پیراهن/ زخمی که حرف تازه‌ای دارد برای تو/

زخمی که رسوا می‌کند درد مرا قطعا/ حکم تبر این سرنوشت هر سپیداری است/ تا جنگلی را پر کند از خواب تیرآهن/ یا سیب‌ها از شاخه می‌افتند، یا کالند/ من سیب سرخ نارسم تصویری از یک زن/ من یک زنم حالا زمین را خوب می‌فهمم/ باید ببارند ابرها در زخم‌های من/ باید که اسبی زین کنم «بی‌در‌کجا» باشم/ بیرون بتازم از خودم از چارچوب تن.

علی غلامی: از روی پیشانیم/ سال‌های تنهایی‌ام را می‌شمرد/ آیینه‌ای که پا به پای چشمم اشک می‌ریخت/ با پای خویش/ کفش‌هایم به دنبال تو می‌گشت/ در زیر آسمانی که صورتش پشت روسری پنهان بود/ وقتی که رفتی/ باد دنبال موی مشکی‌ات گریه می‌کرد/ اینروزها پرچم سرزمینم/ دیگر نشان افتخارم نیست.
مهناز اصغری: اینجا شب است.../ صدای من را از ژرف‌ترین نقطه بی‌خوابی‌ام می‌شنوید/ من.../ چون زنی آبستن از دردهای در گلو مانده،/ چشم می‌دوزم به دویدن عقربه‌ها در پی یکدیگر!/ و همچنان که یک فنجان حسرت ناتمامم را قورت می‌دهم،/ در پس ذهنم به صلیب می‌کشم تقصیرهای نداشته‌ام را...!/ شب‌هایم از شماره افتاده.../ هوا برای تنفس چقدر سنگین است...!


مجتبی اصغری(کیان): به گل می‌بندم آن زیباتنت را/ که بوی گل بگیرد دامنت را/ اگر خوابم گرفت از خستگی‌ها/ بکش بر روی من پیراهنت را/ زیباییت فصیح چون صبح و نگاهت نافذ/ چون گلوله انکار نمی‌شود کرد/ آنهمه حرف را که روی گونه‌ات سرخ شده‌اند/ ما چون دو سروده مترادف از یک واقعه هستیم/ روایتی از یک اتفاق داغ با بسامدی سرخ.

مهدی آخرتی: روی این صندلی اگر خالی است/ جای دامان خالخالی تو/ کنج ایوان خانه جا مانده/ طرحی از خنده هلالی تو/ خسته تا می‌رسیدم از سرکار/ می‌تکاندی غبار دوشم را/ خاک روی دلم نشست کجاست/ همت بازوی نهالی تو/ در خیالت بزرگ می‌کردی/ بچه‌ای که نبود از اول/ تو کجایی که پنچ ساله شده/ راهله- دختر خیالی تو/ روی داری که دوستش داری/ میکشی طرح هستی خود را/ بعد یک روز مرگ پایش را/ می‌گذارد به روی قالی تو.

در گذشته علوم در هم تداخل داشت ولی امروز شاخه‌ها از هم جدا شده است و مانند گذشته در هم‌آمیخته نیست. امروز شعر باید عینی‌تر باشد و بشود راحت آن را تصور کرد و جلوی چشم آورد

در پایان شاعرانی چون فردین نوروزی، الهه رشیدی، محبوب افشار مقدم، مهین نقی‌زاده، حسنی آسیاب‌دره، رضا پارسا، آرش کیوانی، فرامرز مختاری، پیام کاویان، داود دلفراز و  مهدی آخرتی به شعرخوانی پرداختند.

انتهای پیام/ نوید موسوی

 

 


به زودی نظر شما پس از تایید منتشر میگردد.
ارسال نظر
نام :
ایمیل
نظر
تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به سایت اتفاقیه است و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلامانع است.