نرخ ارز بازار آزاد : دلار : ۳,۳۲۱ یورو : ۳,۶۲۲ پوند : ۵,۰۵۳

نرخ ارز رسمی : دلار : ۲۸,۳۷۲ پوند : ۴۳,۰۶۱ یورو : ۳۰,۷۹۹

نرخ طلا و سکه : یک گرم طلای 18 عیار : ۹۷,۳۰۰ سکه تمام - امامی : ۹۵۱,۰۰۰ نیم سکه : ۴۹۷,۰۰۰ ربع سکه : ۲۷۵,۰۰۰ سکه گرمی : ۱۸۸,۰۰۰

سرویس فرهنگی هنری | کد خبر: 19680
تاریخ انتشار: 1395/11/27 - 17:07:31

«دن‌کیشوت» روزگار ما

گزارشی از نمایش «دن‌کیشوت» اثر میگل سروانتس به کارگردانی صحرا رمضانیان که این شب‌ها در تماشاخانه شمایل اجرا می‌شود
«دن‌کیشوت» روزگار ما,

صحنه تاریک است و تنها مستطیلی نورانی آن را گاه و بی‌گاه روشن می‌کند؛ قهرمانی با هیجان و شور و حرارت به مخاطبان فضای مجازی‌اش انرژی می‌دهد و می‌خواهد آنها را نجات دهد. او خودش را قهرمانی با رسالت‌های جهانی می‌بیند و مخاطبان نه چندان جدی‌اش او را به مسخره می‌گیرند. تراژدی مبارزه برای یک آرمان و بی‌نتیجه بودن و در تنهایی فرو رفتن، انزوا و سرخوردگی و در نهایت خنده‌های تماشاچیان؛ همه و همه ما را به یاد «دن‌کیشوت»، قهرمان رمان سروانتس می‌اندازد اما تصاویری که می‌بینیم به دوره شوالیه‌ها ارتباطی ندارد. نام همان نام است اما فضا، فضایی دیگر. این‌ها همه بیانی ساده است از آنچه حدود یک ساعت روی صحنه نمایش اتفاق می‌افتد و امیر اورعی، هنرمند مشهدی، به تنهایی آن را در مقابل چشم‌های خیره و متحیر و لبخندهای تلخ و شیرین تماشاچیان اجرا می‌کند. گفت‌وگویی داشتیم با زوج هنرمند تئاتر مشهد، صحرا رمضانیان و امیر اورعی که این شب‌ها نمایش «دن‌کیشوت» را در تماشاخانه شمایل اجرا می‌کنند.

چرایی‌های انتخاب یک قهرمان
رمضانیان در باره این نمایش گفت: ایده اولیه این کار از بازیگر آن بود. همسرم امیربهادر اورعی ایده را به من داد و ما «دن کیشوت» را انتخاب کردیم چون شخصیتی است که مدام دچار توهم و خیال است و مدام افراد خیالی می‌بیند و دشمنانش را اشتباه می‌گیرد و با آنها می‌جنگد و سعی دارد آیین پهلوانی را در قرون وسطی زنده نگه دارد. احساس کردم اگر «دن کیشوت» در دنیای امروز زندگی می‌کرد با چه چیزهایی مواجه می‌شد و با چه مسائلی دست و پنجه نرم می‌کرد. بعد از این تصور احساس کردم همه ما با توجه به حضور رسانه‌های گروهی و اجتماعی در دوره کنونی دچار نوعی توهم شده‌ایم. غرق در یک دنیای مجازی شدیم و پیشرفت تکنولوژی ما را درگیر چنین توهمی گرفتار کرده است. این کارکتر سپس در قالب یک مجری تلویزیونی به روز شد و به کسی تبدیل شد که مانند دن کیشوت می‌خواهد قهرمان باشد.

نورپردازی با ویدئوپرژکتور

ما ساعت هفت و نیم اجرا داریم و تازه هفت و نیم سالن را به ما می‌دهند و من دلیل این رفتارهای غیرحرفه‌ای را نمی‌فهمم. حتی گاهی دلم می‌گیرد که برخوردهایی از دوستان خودم در مشهد می‌بینم که انتظارش را ندارم اما ترجیح می‌دهم بیشتر از این چیزی نگویم

مستطیلی که با نور در صحنه ایجاد شده است دنیایی است که قهرمان داستان در آن اسیر شده است و کادر قرمز نشان دهنده خط قرمزهایی است که او در زندگی دارد و نمی‌تواند از آنها عبور کند. نصب ویدئو پرژکتور در بالا هم به این دلیل بود که ما آن را اسیر همین دنیا نشان دهیم. اگر ما کارکتر دیگری روی صحنه می‌داشتیم تنهایی این آدم شکل نمی‌گرفت پس هیچ کدام از شخصیت‌ها را نمی‌بینیم. مدام تماس تلفنی داریم و کسی روی صحنه دیده نمی‌شود، حتی معشوقه این قهرمان یک تصویر است و فقط در فضای مجازی حضور دارد و کار تا اندازه‌ای مجازی است که امکان دارد تمام این‌ها در ذهن قهرمان رخ دهد. برای همین حتی در طراحی نور که اجرای آن را آبان صابری انجام داد احساس کردیم این فضا می‌تواند خیلی دنیای الکتریکی و مجازی را نشان دهد بنابراین نور پردازی‌ها را هم با ویدئو پرژکور انجام دادیم.

تنهایی قهرمان روی صحنه!
به شدت کار امیر اورعی در این نمایش سخت است مخصوصا که کاری قبل از ما اجرا می‌شود و سالن را خیلی دیر به ما تحویل می‌دهد. بازیگر من نیاز به تمرکز دارد که این امکان میسر نمی‌شود. ما ساعت هفت و نیم اجرا داریم و تازه هفت و نیم سالن را به ما می‌دهند و من دلیل این رفتارهای غیرحرفه‌ای را نمی‌فهمم. حتی گاهی دلم می‌گیرد که برخوردهایی از دوستان خودم در مشهد می‌بینم که انتظارش را ندارم اما ترجیح می‌دهم بیشتر از این چیزی نگویم.


شکل‌گیری تدریجی نمایش
امیربهادر اورعی درباره این نمایش گفت: تمرین‌های ما در واقع به صورت کارگاهی شروع شد و همین طور که متن نوشته می‌شد اکت به اکت در جریان بودم و تمرینی با متن پیش می‌رفتم و این دن‌کیشوت در من کامل می‌شد. بازی من هم کارگاهی جلو رفته و کامل شده است. در واقع پلان به پلان نمایش در تمرین چیده شده تا به چیزی که می‌بینید رسیده است. ما پانزده جلسه هفت ساعته در تهران و همین اندازه در مشهد تمرین داشتیم و در جریان این تمرین‌ها به تدریج صدا و تصویر به کار اضافه شد و نمایش مانند یک پازل شکل گرفت.

دن‌کیشوت و ترس از تنهایی
باید جای من در صحنه باشید تا تنهایی قهرمان را درک کنید. چون یک نفر هستم فکر می‌کنم همه کار از دستم بر می‌آید و هر شب اجرا برای من به گونه‌ای است که انگار اولین بار است به من زنگ می‌زنند و به خودم می‌گویم قرار است آدم‌های جدیدی تماس بگیرند. بله، دن‌کیشوت نمایش مانند همان قهرمان تاریخی است و احساس می‌کند می‌‌تواند دنیا را نجات دهد با این تفاوت که آن دن‌کیشوت با دشمنان خیالی‌اش می‌جنگید و این با تنهایی خودش می‌جنگد تا آن را از میان بردارد. ترس در دن‌کیشوت از چیزهایی دیگر است اما در دوره ما این ترس‌ها به ترس از تنهایی تبدیل شده است.

 دن‌کیشوت نمایش مانند همان قهرمان تاریخی است و احساس می‌کند می‌‌تواند دنیا را نجات دهد با این تفاوت که آن دن‌کیشوت با دشمنان خیالی‌اش می‌جنگید و این با تنهایی خودش می‌جنگد تا آن را از میان بردارد. ترس در دن‌کیشوت از چیزهایی دیگر است اما در دوره ما این ترس‌ها به ترس از تنهایی تبدیل شده است

من طرز تفکر نقش را خیلی دوست دارم چون این آدم به انرژی درمانی علاقه‌مند است و باور دارد این انرژی را می‌تواند به دیگران منتقل کند. او چیزی در خودش پیدا کرده و دوست دارد آن را به دیگران ارائه دهد. باوری است که خودش دارد و شاید بقیه آن را دوست نداشته باشند اما مهم نگاه اوست و اینکه او برای تحقق این باور دست به عمل می‌زند. در نهایت دوست دارم این تجربه را با مخاطبان نمایش به اشتراک بگذارم.

انتهای پیام/ نوید موسوی


به زودی نظر شما پس از تایید منتشر میگردد.
ارسال نظر
نام :
ایمیل
نظر
تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به سایت اتفاقیه است و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلامانع است.