نرخ ارز بازار آزاد : دلار : ۳,۳۲۱ یورو : ۳,۶۲۲ پوند : ۵,۰۵۳

نرخ ارز رسمی : دلار : ۲۸,۳۷۲ پوند : ۴۳,۰۶۱ یورو : ۳۰,۷۹۹

نرخ طلا و سکه : یک گرم طلای 18 عیار : ۹۷,۳۰۰ سکه تمام - امامی : ۹۵۱,۰۰۰ نیم سکه : ۴۹۷,۰۰۰ ربع سکه : ۲۷۵,۰۰۰ سکه گرمی : ۱۸۸,۰۰۰

سرویس فرهنگی هنری | کد خبر: 20411
تاریخ انتشار: 1395/12/22 - 18:01:48

هم شاعر، هم منتقد!

گفت‌وگوی اتفاقیه با مهدی آخرتی شاعر و منتقد مشهدی و دبیر جلسه شعر «اتفاق خوانی»
 هم شاعر، هم منتقد!,

در تمام رشته‌های هنری و علمی، همیشه نام‌هایی بیشتر دیده می‌شوند. صاحب این نام‌ها به دلیل وقف زندگی‌شان برای یک امر خاص، معروف شده‌اند. این نام‌ها عموما تغییر‌دهنده، مروج و تعیین‌کننده‌ جریان‌های فکری و هنری هستند. از ویژگی‌های این افراد، نظم، کاریزما، از خودگذشتگی در راه هدف، جدیت و تلاش است. این روزها با یکی از این نام‌ها در شبکه‌های مجازی، روزنامه‌ها و جلسات شعر خراسان زیاد برخورد می‌کنیم. «مهدی آخرتی» شاعر و منتقد است، او یکی از کسانی است که در رسانه‌ها شناخته شده و فعالیت دارد. برگزاری بیش از یک دهه جلسه شعر در مشهد باعث شده خیلی از علاقه‌مندان به شعر او را بشناسند. به همین بهانه سراغ او می‌رویم تا بدانیم کیست و این روزها چه می‌کند.

•    با سلام ابتدا خودتان را معرفی کنید و بگویید شعر از کجا در زندگی شما آغاز شد؟
مهدی آخرتی هستم. دانش‌آموخته‌ رشته‌ ادبیات که در حال حاضر در دهه‌ چهارم زندگی‌ام به سر می‌برم. در یکی از کوچه‌های قدیمی محله‌ «راه‌آهن» مشهد به دنیا آمدم و در همان‌جا بزرگ شدم. دوران کودکی را به بازی و کارهایی که همه انجام می‌دهند مشغول بودم اما با این تفاوت که خیال‌باف‌تر از کودک‌های عادی بودم، که یا باید راهی تیمارستان می‌شدم یا راهی هنر!

•    به نظر شما همه‌ شاعران کودکیِ خیال‌بافی دارند؟
نه، این یک قانون نیست که هر کس شاعر باشد کودکیِ خیال‌بافی داشته باشد. اصلا مگر می‌شود گقت تمام شاعران قوه‌ تخیل بالایی دارند؟ خیلی از شاعران قوه‌ تخیل پایینی دارند و دیگر عناصر شعرشان قوی‌تر است. البته باز هم می‌گویم، حتی اگر شاعری قوه‌ خیال بالایی داشته باشد، نشانه‌ این نیست که در کودکی خیال باف بوده است.

•    به نکته‌ خوبی اشاره کردید، شما می‌پذیرید که یک شاعر تخیل ضعیفی داشته باشد؟
نه، من مهمترین عنصر زبان را  «خیال» می‌دانم، به این دلیل گفتم زبان، که در شعر خیال در قالب زبان ارائه می‌شود و کلا من مثل خیلی‌ از بزرگان بر این عقیده‌ام که دنیا چیزی جز زبان نیست. شاید خیلی‌ها با نظر من در این مورد موافق نباشند، اما مهم نیست. من برای نظر خود استدلال‌هایی دارم، اگر مخالفان هم استدلال منطقی داشته باشند خیلی هم خوب است. به نظر من، عاطفه و یا محتوای عمیق، به تنهایی نمی‌تواند یک شعر را پیش ببرد، هستند متونی که اصلا شعر نیستند اما اندیشه‌ عمیق و عاطفه‌ جاری دارند. مثل «تاریخ بیهقی».

•    چند سال است شعر می‌گویید و با ادبیات دست و پنجه نرم می‌کنید؟
از دوره‌ نوجوانی، خیلی سال می‌شود. من در خانواده‌‌ای باسواد و نسبتا ادب‌دوستی به دنیا آمدم. برای همین از همان دوران اول نوجوانی هم با تئوری ادبیات و هم با شعر آشنا شدم، وقتی وارد ادبیات شدم که یاد گرفته بودم شعر سالم بگویم. به شکل حرفه‌ای شاید 15 سال باشد، اما به شکل غیرحرفه‌ای بیشتر از این‌هاست که در ادبیات غرقم.

•    می‌دانیم که شما کارگاه‌های آموزش ادبیات و شعر دارید، کمی به سابقه و هدف این کارگاه‌ها اشاره کنید.
من ده سال است که مستمرا، کارگاه‌های شعر و آموزش ادبیات را اداره می‌کنم، این کمک می‌کند که خودم چیزهایی را که یاد گرفته‌ام، فراموش نکنم. هدف این کارگاه‌ها مشخصا ارتقا سطح سواد و شعر شاعران است. اما این چند سال اخیر هدف مهمتری را دنبال می‌کنم، و آن جانی دوباره به ادبیات دادن است! ادبیات کشور رو به زوال است و در این میان مشهد هم استثنا نیست. من درکارگاه‌ها سعی می‌کنم ادبیات فاسی، چه معاصر و چه کلاسیک را به شکل جدی و فرهنگی و زیرساختی به بچه‌ها بیاموزم تا بتوانند شاعر زبان خودشان باشند و از چیزهای خود بگویند نه دیگران!

•    بر روی دو نکته تاکید داشتید، کمرنگ شدن ادبیات و تقلید از دیگران، درست است؟
بله، متاسفانه این دو معضل، بزرگترین معضل‌های امروز جامعه‌ ادبی است که هر دو ریشه در بی‌سوادی و کم‌آگاهی دارد. تقلید از شعر شاعران دیگر توسط یک عده، نشان‌دهنده‌ کمی مطالعه‌ مخاطب است که جریان اصیل و فارسی شعر را نمی‌تواند تشخیص دهد و زوال و کمرنگ شدن ادبیات برخاسته از کم‌سوادی و عدم مطالعه‌ شاعران است.

•    نظرتان در مورد این بیت چیست؟ شاعری طبع روان می‌خواهد/ نه معانی نه بیان می‌خواهد.
«ما گرفتیم آنچه را انداختی»... اولا که منظور این شاعر(ایرج میرزا) این بوده که صرفا با یاد گرفتن علم ادبیات نمی‌شود شاعر شد، باید ذوق و شیفتگی آن هم در انسان باشد، پس منظور او نفی معانی و بیان یا علوم دیگر ادبی نبوده. دوما گیرم که این دوستمان که شاعر بزرگی هم هست، فقط به استعداد و ذوق و عدم تمرین و علم عقیده داشته باشد، این فقط نظر اوست! خیلی از بزرگان دیگر این نظر را رد کرده‌اند. اگر واقعا این درست باشد، هرشاعری در نوزادی بعد از یاد گرفتن زبان و حرف زدن باید بتواند شعر بگوید، بدون اینکه علم ادبیات را بداند. آن عده شاعر در ادبیات فارسی که بی‌سواد بوده‌اند راهی به کوره‌ دهاتی نبرده‌اند و صرفا از دیگران تقلید کرده‌اند.

•    شما هم شعر نو می‌گویید، هم کلاسیک، به نظرتان سرودن کدام‌یک برای شاعر امروز واجب‌تر است؟ می‌شود گفت یکی نسبت به دیگری برتری دارد؟
سوال جالبی بود، به نظر من هیچ‌کدام نسبت به آن یکی برتری ندارد، شاعر امروز می‌تواند در هر دو نحله کار کند. اما شعر نو، برای روزگار امروز و بیان مسائل امروزی کمی مناسب‌تر است. طبیعتا ادبیات هم مثل سایر علوم پیشرفت کرده و شاعران خوب معاصر دیدی عمیق‌تر به زندگی امروز داشته‌اند تا شاعرانی که از گذشتگان تقلید می‌کنند. اما گفتن شعر نو مستلزم یاد داشتن شعر کلاسیک و اصول شعر هست. پس هر دو به یک اندازه مهم هستند. امروز شاعرانی هستند که در قالب‌های کلاسیک شعر فارسی، مضمون‌هایی نو وارد کرده‌اند و این یک حرکت و کمال محسوب می‌شود. خود من در هر دو نحله آثاری دارم.

•    مهدی آخرتیِ شاعر را بیشتر دوست دارید یا مهدیِ آخرتی منتقد؟
هر دو را دوست دارم. به قول اسکار وایلد: «شاعر امروز باید منتقد هم باشد»، به این دلیل که امروز علم زیادی وارد ادبیات شده‌ است. یا بهتر بگوییم ادبیات به علوم دیگر هم ناخنک می‌زند، و یا به قول متخصصان، «بینامتنیت» در ادبیات اتفاق می‌افتد و یک شاعر خوب باید منقد هم باشد.

•    وضعیت شعر مشهد را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
شعر مشهد وضعیت اسف‌باری دارد، نه به این خاطر که شاعران ضعیفی در مشهد هستند. خیر، به این دلیل که شاعران مشهدی در جاهای دیگر کشور دیده نمی‌شوند، شاعران رسانه و تریبون ندارند، درست بر خلاف تهران که حتی اگر یک سال درست شعر گفته باشی به رسانه‌ها  و تریبون‌ها دست پیدا می‌کنی. در مشهد شاعرانی داریم که بسیار قوی هستند و سال‌ها زحمت کشیده‌اند اما کتابشان در چاپ اول خود می‌ماند و حتی صد نسخه هم فروش ندارد. مخاطب عام شعر مشهد به دلیل فعالیت کمرنگ رسانه‌ای مثل صدا و سیما، اثر خوب و بد را تشخیص نمی‌دهد و اصلا رابطه‌ای با شعر ندارد. شاید یادمان رفته که خراسان خاستگاه زبان و ادبیات فارسی است.

•    پس از نظر شما پررنگ‌ترین رسانه برای شعر، صدا و سیما است؟
واضح است که بعد از اختراع صنعت عکس و سینما، جهان دیداری شده است و مخاطب با چیزی که به شکل تصویر می‌بیند ارتباط بیشتری برقرار می‌کند. بنابراین امروز در ایران خودمان، تلویزیون، مهم‌ترین رسانه است، اما اگر کمی تخصصی‌تر نظر بدهیم، چاپ و نشر و تولید کتاب هم رسانه‌ بزرگی می‌تواند باشد. به شرطی که عموم مردم به مطالعه علاقه داشته باشند. اما متاسفانه نه مردم علاقه‌ای دارند و نه وضعیت چاپ و نشر ما چنگی به دل می‌زند.

•    و حرف آخر؟
از همه‌ مردم عزیز و هنرمندان می‌خواهم ادبیات را جدی‌تر بگیرند، ادبیات یک مملکت ضمان و ضامن بقا فرهنگ آن مملکت است. خواهش می‌کنم به مطالعه‌ بیشتری بپردازید.

انتهای پیام/ الهه فیاضی


به زودی نظر شما پس از تایید منتشر میگردد.
ارسال نظر
نام :
ایمیل
نظر
تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به سایت اتفاقیه است و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلامانع است.