نرخ ارز بازار آزاد : دلار : ۳,۳۲۱ یورو : ۳,۶۲۲ پوند : ۵,۰۵۳

نرخ ارز رسمی : دلار : ۲۸,۳۷۲ پوند : ۴۳,۰۶۱ یورو : ۳۰,۷۹۹

نرخ طلا و سکه : یک گرم طلای 18 عیار : ۹۷,۳۰۰ سکه تمام - امامی : ۹۵۱,۰۰۰ نیم سکه : ۴۹۷,۰۰۰ ربع سکه : ۲۷۵,۰۰۰ سکه گرمی : ۱۸۸,۰۰۰

سرویس فرهنگی هنری | کد خبر: 21073
تاریخ انتشار: 1396/01/27 - 15:57:37

گفت­وگو با فیلم­ساز نوجوان مشهدی

بزرگ مردِ کوچک

کارگردان شانزده ساله مشهدی گفت: دوست دارم فیلمی بسازم که مخاطب با دیدن آن هم بخندد هم چیزی یاد بگیرد
بزرگ مردِ کوچک,

به گزارش پایگاه خبری اتفاقیه ، شاید درجشنواره­ها همیشه منتظر تقدیر و حضور آدم­های بزرگ و سرشناس هنری هستیم؛ دیدن اصغر فرهادی در اسکار وجدی در درونمان به وجود می­آورد که هفته­ها درباره آن با هم صحبت می­کنیم، لذت می بریم، نقد می­کنیم، دفاع می­کنیم، اما شاید کمتر به این فکر کرده باشیم که روزی اصغر فرهادی­ها هم چهره­ای شناخته شده نبوده­اند و آنها در نوجوانی احتمالاً خودشان بوده­اند و علاقه­هایی معطوف به دنیای هنر.

این پرسش خوبی است که آیا فیلم­ساز نوجوان هم داریم که فیلمی ساخته باشد و به جشنواره­ای هم رفته باشد؟ چقدر درباره فیلم­سازان نوجوان اطلاع داریم؟ چقدر به آنها بها دادایم و به دغدغه­ها و حرفهایشان گوش سپرده­ایم. دنیا از نگاه لنز دوربین آنها چگونه است و خیلی پرسش­های دیگر که شاید در خود حرف­های زیادی داشته باشد.

با این بهانه که نگاهی به دغدغه­های فیلم­سازان نوجوان و استعدادهای سینمایی شهرمان داشته باشیم به سراغ یکی از این نوجوانان فیلم­ساز در مشهد رفتیم. در اولین تماس هم شور و هیجان نوجوانی و سرزندگی و شادابی را می­شد به راحتی از صدایش احساس کرد. سهیل سهیلی به دفتر روزنامه آمد و خودش را اینگونه  معرفی کرد.

کارگردانی شانزده ساله

شانزده سال سن دارم و به کار بازیگری و فیلم نامه نویسی و کارگردانی علاقمند هستم. کار خودم را از هشت  سالگی با بازیگری در فیلم­های مختلف شروع کرم، تا کنون چند همکاری با حوزه هنری داشته­ام و در جشنواره­های مختلف هم حضور پیدا کردم ومهمترین آن جشنواره «احمد نگار» هند بود و توانستم عنوان بهترین بازیگر مرد را با بازی در فیلم«چشم آبی» به دست  آورم.

«اتاق­پرو» از نگاه یک نوجوان

کاری که ساختم به پیشنهاد انجمن سینمای جوان بود و نامش«اتاق پرو» است. ایده اولیه آن  از خانم الهه حیدری است و نویسنده آن من بودم و مدت کار سه دقیقه است و مضمون آن اعتیاد است. این داستان خانواده فقیری است که مادر خانواده با خیاطی در یک خانه بسیار کوچک امرار معاش می­کند و نصف خانه را اتاق پرو کرده است  و پدر خانواده از اتاق پرو برای مصرف مواد استفاده می­کند. دختر کوچک خانواده که فکر می­کند پدرش مانند مادر دارد کار می­کند سعی به کمک به پدر دارد و ادامه داستان.

اینکه چه شد در این جشنواره شرکت کردم باید بگویم برای حضور در جشنواره و اینکه چه باید بکنم به سراغ برادرم مسعود رفتم و از او راهنمایی خواستم. مسعود سایتی را به من معرفی کرد و درآنجا  دیدم جشنواره­ای است در هندوستان که موضوع فیلم برای کودکان است. من هم در این جشنواره شرکت کردم و موفق شدم. این اولین تجربه من در فیلم سازی است  وخوشحالم که توانستم به جشنواره راه پیدا کنم البته تعدا کارهایی که از مشهد به جشنواره ارسال شده بود کم نبود ولی از مشهد کار من و برادرم موفق شد و راه پیدا کرد.

«قطره­»­ای که ساخته می­شود

کار بعدی­ام که در تابستان ساخت آن شروع می­شود، «قطره» نام دارد و ایده آن کاملا از خودم است. با نگاهی که  به کارهای کوتاه کردم متوجه شدم فیلمی که برای نوجوانان ساخته شده باشد، بسیار کم است به خصوص کار  موزیکال که تا کنون ساخته نشده است. برای همین کاری موزیکال برای نوجوانان انتخاب کردم که داستانش قطع شدن آب در مدرسه پسرانه است. در این فیلم­نامه پسرها تصمیم می­گیرند آب را از مدرسه دخترانه بدزدند و کار کاملا موزیکال طراحی شده است که در جذابیتش بی­تأثیر نخواهد بود.

مدیون برادرانم هستم

در خانواده هنرمند بودن نقش پر رنگی در انتخاب مسیر و علاقمندی من به هنر سینما داشته است، برای همین در کلاس­هایی که در موسسه سیمیا فیلم برگزار می­شود شرکت کرده­ام. از آن جمله باید به کلاس فیلم نامه­نویسی که برادرم امیر برگزار می­کند، اشاره کنم. همه کتابهایی که در زمینه کارگردانی مطالعه  کرده­ام به پیشنهاد  برادرانم بوده است. امیراطهر دانش خیلی خوبی دارد و مشوق همه ما است، اضافه بر او کمیل بسیار من را تشویق می­کند و تمام فیلم­نامه­هایی که نوشته­ام را خواند است و مسعود بیشتر از همه با صبوری پاسخ گوی سئوال­های من است. می­توانم بگویم من کتاب را از امیر می­گیرم، فیلم نامه­هایم را به کمیل می­دهم و پرسش­هایم را از مسعود می­پرسم. در واقع آنها همیشه مثل یک گروه پشت سر من هستند و از من حمایت می­کنند.

مدرسه را دوست نداریم!

نوجوانی سن پر تنشی است در این سن یکسری فشارها از سمت مدرسه به وجود می­آید و می­شود گفت اکثر نوجوان­ها فضای آموزشی را دوست ندارند، معلم هایی که ما را درک نمی­کنند  و خیلی بزگتر از ما هستند و مشکلاتی که ما نوجوانان در تعامل با معلم­ها برایمان به وجود می­آید، همین موضوع و مسئله هم باعث شد من چند فیلم­نامه در این باره بنویسم.

یکی از این فیلم نامه­ها داستان دوکودک است که با پروانه­ها حرف می­زنند و مدرسه و پدر مادرش می­خواهند کاری کنند تا این دو بچه با پروانه­ها حرف نزنند و درس بخوانند. فیلم­نامه دیگر من درباره یک شهر  است که جز مدیر همه بچه­ها کور هستند و این مدیر است که به محض انتقاد، چشم­های دانش­آموزان ر ا کور می­کند. در واقع نظام آموزشی ما اینگونه است همه باید در یک صف باشند. نظر­های دانش­آموزان برایشان مهم نیست و می­خواهند طرز فکر خودشان را به اجبار انتقال دهند.

به نظرم در مدرسه­ها باید نوعی استعدادیابی صورت گیرد، چرا من باید یکسری مطالب را بخوانم که فقط حفظیات است و هیچ کاربردی ندارد، کلاسهای ما در یک چارچوب خشک، بدون تنوع و با یک ریتم ساده و تکراری برگزار می­شود. این کلاس برای من نوجوان چه جذابیتی دارد؟ جز اینکه بخواهم زودتر ساعت مدرسه تمام شود. ما درسهایی که می­خوانیم را فقط برای نمره و کنکور می­توانیم استفاده کنیم و هیچ کاربرد دیگری ندارد. گاهی با دوستانم درباره مسائل مختلف از ورزش تا سینما حرف می­زنم که البته تقریباً بیشتر هم­نسلهای من، دوست­دار سینمای هالیود هستند و زمانیکه از سینمای ایرن صحبت می­شود هیچکدام علاقه­ای به آن نشان نمی­دهند و جذابیتی که فیلم­های هالیودی  برای مخاطب دارد، فیلم­های داخلی کمتر از آن برخوردارند. برای نوجوان به ندرت فیلمی ساخته می­شود که هم جذاب باشد و هم نیاز نوجوان را برآورده کند که این خودش می­تواند علتی برای دیدن فیلمهای خارجی و هالیودی باشد.

هم بخندیم و هم یاد بگیریم

 در نهایت باید بگویم دوست دارم  فیلم­هایی بسازم که نمونه­هایش خیلی کم است. از نگاه من فیلم­های ایرانی یا زیاد خوشبختی را نشان می­دهد یا برعکس تماما بدبختی است. دوست دارم فیلمی بسازم که مخاطب با دیدن آن هم بخندد هم چیزی یاد بگیرد. فیلمی از سینمای بالیوود دیدم که نگاهی به تعدد ادیان در هند داشت و هم به نقد آن می­پرداخت، این فیلم یا شبیه این اگر قرار بود در ایران ساخته شود سراسر غم و اندوه بدختی می­شد، اما در هندوستان این فیلم به این صورت نیست و بسیار هم خنده­دار و با درون مایه شاد و بسیار جذاب است. من دوست دارم به سمت ساختن اینگونه فیلم­ها بروم  و بتوانم فیلمی بسازم که جذابیت کافی برای مخاطبینش داشته باشد.

انتهای پیام/ مهسا هاشم­آبادی


به زودی نظر شما پس از تایید منتشر میگردد.
ارسال نظر
نام :
ایمیل
نظر
تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به سایت اتفاقیه است و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلامانع است.