نرخ ارز بازار آزاد : دلار : ۳,۳۲۱ یورو : ۳,۶۲۲ پوند : ۵,۰۵۳

نرخ ارز رسمی : دلار : ۲۸,۳۷۲ پوند : ۴۳,۰۶۱ یورو : ۳۰,۷۹۹

نرخ طلا و سکه : یک گرم طلای 18 عیار : ۹۷,۳۰۰ سکه تمام - امامی : ۹۵۱,۰۰۰ نیم سکه : ۴۹۷,۰۰۰ ربع سکه : ۲۷۵,۰۰۰ سکه گرمی : ۱۸۸,۰۰۰

سرویس فرهنگی هنری | کد خبر: 21154
تاریخ انتشار: 1396/01/30 - 16:33:31

کارگردان تئاتر در مشهد مطرح کرد:

مخاطب را خسته نکنیم!

گزارشی از نمایش «بیستون می­تازد» که این شب­ها در سالن اصلی تئاتر مشهد اجرا می­شود
مخاطب را خسته نکنیم!,

به گزارش پایگاه خبری اتفاقیه ، تصور کنید یک روز هنگامی که بیدار می­شوید زمان متوقف می­شود و بر چشم برهم زدنی خودتان را در شهری نامعلموم می­بینیدکه مردم با هم زمزمه می­کنند «این فرهاد است». شما نمی­دانید کجا هستید اما اسم فرهاد برایتان آشناست. ناخودآگاه مردم کنار می­روند و صدایی بلند می­شود، «عقب بیاستید پادشاه وارد می­شود». دوباره از زمزمه­ها اسم خسرو را می­شنوید، به اطراف نگاه می­کنید، همه چیز هم غریب است و هم آشنا؛ شما در قسمتی از تاریخ این سرزمین قرار گرفته­اید. همه از شیرین و خسرو می­گویند، فرهاد را به نظاره نشسته­اند، تاریکی همه جا را فرا می­گیرد، کمی نور که می­آید شما کودکی که  برروی صحنه خوابیده است را می­بینید و زمین نظیر مادر مهربانی او را درآغوش کشیده است. فضا تاریک است، مردی وارد صحنه می­شود، پسر او را به نام پدر می­شناسد. پادشاه سرزمین هرمز است که می­خواهد به فرزند راه و رسم خویش بیاموزد. آنکس که چنین تصویری را جلوی چشمانمان آورده کسی نیست جز امین رضایی اردانی که خودش را اینگونه معرفی می­کند.

اسطوره­های که نمی­شناسیم

دانش­آموخته ارشد ریاضی محض از دانشگاه تهران هستم. فعالیت هنری خودم را با حضور در کلاس­های بازیگری در تهران شروع کردم و در مشهد با قرار گرفتن در کنار عبدالله برجسته هنر تئاتر را آموختم. درباره نمایش «بیستون می­تازد» باید بگویم دومین کار من است که کارگردانی آن را انجام می­دهم.

مدتهاست که دغدغه نوشتن کار را دارم. دوست داشتم متنی بنویسم که درآن به سراغ اسطوره­ها برویم. نسل جدید فاصله زیادی با اسطوره­ها گرفته است و تاریخچه خود را نمی­شناسد. اگر در هنر به این اسطوره­ها نپردازیم وآنها را با زندگی امروز مرتبط نکنیم دیگر نباید توقع داشته باشیم نسل­های بعد اسطوره­های ایرانی را بشناسند. دیگر نمی­شود توقع داشت اشعار حافظ و سعدی، شاهنامه و نظامی خوانده شود. برهمین اساس یک سال پیش نوشتن نمایشی با مضمون اسطوره­های ملی خودمان را شروع کردم. تفکر اصلی تحلیل شخصیت خسرو بود چون شخصیت خسرو در کتاب­های مختلف متفاوت دیده می­شود. داستان «خسرو شیرین» در خمسه نظامی و در شاهنامه به گونه­های متفاوتی بیان شده است که تاثیرپذیری از شرایط و حال روحی نویسنده دارد. خمسه نظامی زمانی نوشته شده است که نظامی همسر خود را به نام «آفاق» که بسیار به اوعلاقه داشته را از دست داده است. برهمین اساس، رابطه خسرو و شیرین را مقدس بیان می­کند؛ همه اینها برگرفته از فضا و شرایطی است که شاعر درآن زندگی می­کنند.

در نمایشنامه با توجه به شرایط و زندگی امروز و ارتباطی که فرد با کودک درون خودش می­گیرد، داستان را نوشته­ام و اینکه چرا انسان امروز بیشتر باید بر روی شناخت خود و خواسته­هایش کار کند. بُعد بیرونی ما اغراق­آمیز و تظاهر­کننده است. فضای نمایشنامه کاملا انتزاعی است و نوشته­ها بیشتر مونولوگ است. مونولوگ­ها برا اساس شخصیت درونی و فضای شخصی آدم­هاست، انگار من گوشه­ای نشسته­ام و بلند بلند فکر می­کنم. شیرین داستان ما زن درون خسرو است وخسرو عاشقانه درونش را جستجو می­کند و این زن درون، نگاشت بیرونی پیدا می­کند و سعی می­کند با یک وجدان بیدار، مدام خسرو را آگاه کند.

فرهاد داستان ما مردی است که قهرمان دنیای امروز ما است. قهرمان دنیای امروز مردی است که حرف نمی­زند وعمل می­کند اما قهرمان ما با قهرمان­های غربی فرق می­کند. شما قهرمانان وسترن را در نظر بگیرید الگوی خاصی دارند، مردی که در یک غروب وارد شهری می­شود، کارهایی انجام می­دهد، عاشق می­شود اما بخاطر اینکه باید کار انجام دهد وانجام وظیفه کند در یک غروب محو می­شود و می­رود. قهرمان فیلم­های غرب که از کتاب­های کمیک گرفته می­شود فردی است که قدرتی شگفت­انگیز دارد که می­آید یک شهر را نجات می­دهد و می­رود.

قهرمان­هایی که تکرار نشدند!

قهرمان دنیای ما طی ده دوازده سال اخیر خیلی تغییر کرد­ه است. مثلا در دهه پنجاه قهرمانان ما شخصیت­های نظیر و فردین و بهروز وثوق بودند که از دل جامعه بیرون آمده بودند. اقشاری به لحاظ مالی کم­توان اما بزرگ منش. در دهه شصت ما هامون را داریم که از نگاه من بعد از آن دیگر قهرمانی نداشته­ایم و یا کلیدر محمود دولت­آبادی از قهرمانهایست که دیگر تکرار نشده است. به خاطر همین به این فکر می­کنم اگر قرار است قهرمانی را مردم امروزه دوست داشته باشند چگونه باید باشد؟ از آنجایی که شخصیت فرهاد را دوست دارم و در مناظره­هایش با خسرو فرهاد فقط سکوت می­کند جایی خسرو زبان اعتراض در مقابل ایستادگی فرهاد دارد که «تو چگونه در مقابل پادشاه­ات می­ایستی و اینگونه رفتار می­کنی؟» من پادشاه تو هستم اما تو با آن حرف نمی­زنی و صحبت نمی­کنی.

زمانی که شما می­خواهید یک تراژدی خلق کنید باید یک فضا خلق کنید که این فضا وابسته به دنیای امروز است و بعد شخصیت­ها را جایگزین کنیم. تراژدی زمانی اتفاق می­افتد که شما یک قهرمان داشته باشید واین قهرمان برایش یکسری اتفاقها بیفتد؛ این اتفاق­ها می­تواند مرگ یا تبعید باشد. برای ما این تراژدی در مرگ بود، همان طور که در داستان خسرو شیرین هم اینگونه است، فرهاد به دست خسرو کشته می­شود. زنی که در کنار قهرمان حضور دارد و صرفا بیدارکننده و باز کننده داستان است شیرین است. خسرو شخصیتی است که نه متحول می­شود نه تغییر می­کند. در موقعیت­های مختلف قرار می­گیرد و شخصیتش بلدتر می­شود این فرد از اول میل به کشتن دارد.

شکست از ایدئولوژی

اگر بخواهم داستان را در یک خط بگویم داستان پدری است که سعی می­کند پسر را با ایدئولوژی خودش پرورش دهد، پسر در ابتدا مقاومت می­کند و بعد شکست می­خورد، پسر که نمی­خواهد شکست را بپذیرد و سعی می­کند مثل پدر رفتار کند. پدر خشونت را عامل جلو برنده زندگی می­داند و پسر خشونت را در پیش می­گیرد. آدمهای متفاوتی در مقابلش قرار می­گیرند، زن درونی خسرو شیرین مقابلش قرار می­گیرد. کودک درونش مقابلش قرار می­گیرد و یک فردی عادی که فقط نقاش است آمده نقاشی کند، مقابلش قرار می­گیرد و خسرو تنها کاری که می­تواند انجام دهد این است که این­ها را از میان بردارد چون نمی­تواند درمقابل منطق آنها بیاستد ودر نتیجه همه چیزش را ازدست می­دهد.

مخاطب را خسته نکنیم

در بحث جامعه­شناسی مخاطب باید دید منظور از مخاطب چه فردی است، زمانی که من روی محوری کار می­کنم که اسطوره­های ایران هستند، دنبال این هستم که حرف بزرگی بزنم اما وقتی می­خواهم در مشهد کار کنم ترس خاصی دارم. در نتیجه سلیقه مخاطب من در مشهد متفاوت با تهران است. در تهران که کار اجرا شد استاد باختری گفت من توقع داشتم این کار را در سه ساعت ببینم در توضیح به او گفتم طولانی شدن کار مخاطب من را خسته می­کند و به من این انتقاد را کرد که شما باید جسارت این کار را داشته باشید. حال من از شما می­پرسم آیا برای مخاطب در مشهد می­شود این  مدت زمان را برای دیدن در نظر گرفت؟ باید امیدوار بود که به مرور سلیقه مخاطب را تغییر داد اگر در نمایش من مخاطب پنجاه درصد از حرف من را بفهمد و دوست داشته باشد می­شود این را افزایش داد و در سالهای بعد بتوانیم مخاطبین بیشتری با ادبیات مشترک را جذب کنیم. تئاتری که من دوست دارم تئاتر بزرگی است تئاتری همراه با حرکات فرم رقص­های فلکوریک و موسیقی است چیزی که در تئاتر دنیا امروز دیده می­شود.

یک گروه خوب

تهییه کنند این کار برادرم محمد رضایی اردانی است و اتفاق خوبی که برای این نمایش افتاده است این است که گروه خوبی را در کنارم دارم. زمانی که شما یک گروه خوب در کنار خود داشته باشید می­توانید یک متن ضعیف را به یک متن قوی تبدیل کنید. در نمایش «بیستون »از طراحی صحنه  شهاب افتخاری گرفته تا  طراح گریم سمیه ارقبایی که امسال در جشنواره فجر جایزه دریافت کردند ، طراحی لباس خانم محبوبه سلطانی و موسیقی بی­نظیر مرتضی فتاحی که هر مخاطبی که از سالن بیرون می­آمد اولین حرفی که می زد این بود که موسیقی و طراحی صحنه فوق العاده­ای داشتید آن چیزی که «بیستون »را قوی می­کند وجود و همراهی این عزیزان است که به من اعتماد کردند و درکنارم قرار گرفته­اند.

امروز شاید بزرگترین دغدغه من برای تئاتر این باشد که حداقل مردم مشهد بدانند تئاتر در این شهر زنده است و جریان دارد. نداشتن فضا و شرایط مناسب برای معرفی تئاتر مشهد دغدغه اکثر هنرمندان این شهر است. مشهد با توجه به اینکه یکی از قطب­های کشور است چرا تئاتر عاملی برای جذب توریست مثل کشور لهستان یا روسیه نباشد مشهد این قابلیت را دارد. از نگاه من هنرمند کسی است که اتفاقات جامعه را به شکل دیگری نشان می­دهد باز نمی­کند چیزی را بلکه شفاف می­کند. مثلاً «ونگک» با نگاه دیگری تابلو گل­آفتاب­گردان را کشیده است و من را به یک نگاه جدیدی آشنا می­کند در داستان خسرو و شیرین من از نگاه خودم به این قصه پرداخته­ام و می­گویم به این شکل هم می­شود این داستان را دید.

در پایان باید گفت نیاز است سطح فکری و سلیقه مخاطب را رشد دهیم تا بتوانیم در هنر نمایش کارهای قوی­تری بسازیم. نباید از کارهای سطح پایین استقبال کرد مخاطب از من کارگردان باید کار خوب بخواهد؛ درتهران اگر کاری ضعیف باشد مخاطب بابت هزینه­ای که کرده است به کارگردان اعتراض می­کند وحتی نمایش به اتمام نرسیده سالن را ترک می­کند و هزینه که پرداخت کرده است را پس می­گیرد این برخورد باعث می­شود که کارگردان به سراغ کار ضعیف نرود. این از نگاه من اتفاق خوبی است که امیدوارم مخاطب ما هم اینگونه باشد و این جسارت را داشته باشد.

انتهای پیام/ مهسا هاشم­آبادی


به زودی نظر شما پس از تایید منتشر میگردد.
ارسال نظر
نام :
ایمیل
نظر
تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به سایت اتفاقیه است و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلامانع است.