نرخ ارز بازار آزاد : دلار : ۳,۳۲۱ یورو : ۳,۶۲۲ پوند : ۵,۰۵۳

نرخ ارز رسمی : دلار : ۲۸,۳۷۲ پوند : ۴۳,۰۶۱ یورو : ۳۰,۷۹۹

نرخ طلا و سکه : یک گرم طلای 18 عیار : ۹۷,۳۰۰ سکه تمام - امامی : ۹۵۱,۰۰۰ نیم سکه : ۴۹۷,۰۰۰ ربع سکه : ۲۷۵,۰۰۰ سکه گرمی : ۱۸۸,۰۰۰

سرویس فرهنگی هنری | کد خبر: 21182
تاریخ انتشار: 1396/01/31 - 15:27:08

شاعر مشهدی در جلسه شعر «اتفاق­ خوانی» مطرح کرد:

از همه قافیه ­ها استفاده نکنیم!

نجمه زارع در 29 آذرماه 1361 در شهرستان کازرون دیده به جهان گشود. وی شش ماه پس از تولد همراه با خانواده‌اش به قم عزیمت کرد و در آنجا ساکن شد. دوران دبستان را در مدرسه‌ «اوسطی» قم گذراند و دوران راهنمایی و دبیرستان را به ترتیب در مدارس «نرجسیه» و «شهدای چهارمردان» پشت سر گذاشت. طی سال‌های 79 تا 81 در دانشگاه همدان به تحصیل در رشته‌ عمران پرداخت و سرانجام با اشتباه پزشک معالجش در تاریخ 31 شهریور 1384 دارفانی را وداع گفت.وی در دوران کوتاه زندگی خود با حدود 30 عنوان برگزیده در کنگره‌های شعر و سرایش چهار دفتر شعر، نام خود را در حافظه‌ ادبی ایران ثبت کرد.
از همه قافیه ­ها استفاده نکنیم!,

یکی دیگر از جلسات­ «اتفاق­خوانی» روز گذشته در حالی برگزار شد که مثل همیشه مهدی آخرتی به عنوان دبیر و گرداننده جلسه در کنار دیگر شاعران جوان و علاقه­مندان به شعر و شعرخوانی حضور داشت. برنامه­ی این هفته شعرخوانی و تحلیل شعری از جوان ناکام مرحوم «نجمه زارع» بود.

در ابتدای جلسه شعری از این شاعر میان شاعران توزیع و دقیقه­ای سکوت حاکم شد تا حضار به مطالعه و تأمل درباره شعر بپردازند.

باران و چتر و شال و شنل بود و ما دوتا.../جوی و دو جفت چکمه و گل بود و ما دوتا.../وقتی نگاه من به تو افتاد سرنوشت،/ تصدیق گفته­های هگل بود و ما دوتا.../روز قرار اول و میز و سکوت و چای/سنگینی هوای هتل بود و ما دوتا.../افتاد روی میز ورق­های سرنوشت/فنجان و فال و بی بی و دل بود و ما دوتا.../کم کم زمانه داشت به هم می­رساندمان/در کوچه ساز و تنبک و کل بود و ما دوتا.../تا آفتاب زد همه جا تار شد برام/دنیا چقدر سرد و کسل بود و ما دوتا.../از خواب می­پریم که این ماجرا فقط/ یک آرزوی مانده به دل بود و ما دوتا...

فعال­سازی عنصر عاطفه

مهدی آخرتی: ویژگی شعرهای این مرحوم، سادگی زبان در کنار بیانی غیرپیچیده است. مفاهیم، مفاهیم امروزی هستند و شاعر زیاد از تصویر و تخیل بهره نمی­گیرد و بیشتر عنصر عاطفه را در زبان فعال می­کند. البته ناگفته نماند که این ویژگی صرفا محدود به نجمه زارع نیست، بلکه در ابتدای دهه هشتاد و حتی پیش از آن شاعرانی با این سبک شعرهایی نوشته­اند، که این شعرها به دلیل نبود تخیل، بین هنرمندان فراگیر نشد. در این جریان ساده­نویسی شاید مهمترین چهره­ای که به یادمان می­آید مریم حیدرزاده در ترانه باشد.که اتفاقا آسیب­های زیادی هم به ترانه زد.

با این توضیحات می­رویم سراغ نقد شعر.

سعید تقی­­نیا : از آنجایی که ردیف و قافیه در زمان خودش ردیف و قافیه نویی بوده، شاعر مجبور به چیدن آن­ها شده و این کار شعر را کمی تصنعی کرده است. شاعر مجبور شده برای آوردن این قافیه­ها دست و پای خودش را در شعر ببندد.

موفقیت شاعری 23 ساله

الهه فیاضی: بله، دقیقا به همین دلیل می­بینیم که ارتباط بین ابیات، ارتباط محکمی نیست، البته بهتر است بگوییم در این شیوه ارتباط محکمی نیست، زیرا این شیوه از روایت استفاده می­کند و اینجا روایت هرچند خطی است اما عناصر درون­روایی خیلی با هم مرتبط نیستند. اما هرچند این شعر، خیلی پخته نیست اما نباید یادمان برود که این شاعر در هنگام فوت فقط 23 سال داشته!، تلاش او در راستای ادبیات ستودنی است و همین که یک شاعر به این سن توانسته ایران­گیر شود، خودش کار بزرگی است. شاید اگر او چند سال دیگر زنده می­ماند از بهترین شاعران حال حاضر بود.

مجتبی ابوالقاسمی: یکی از خوبی­هایی که یک شعر می­تواند داشته باشد بحث «تاویل­پذیری» است و اینکه بتوانیم از آن شعر معناهای بیشتری بیرون بیاوریم، اما شعرهای خانم زارع در کلیت خیلی تاویل­پذیر نیست و این مخاطب را کمی خسته و کسل می­کند.

علی موسوی: به نظرم دراین شعر توصیف فضاها ربطی به هم ندارد و ارتباط قوی بین توصیف­ها دیده نمی­شود.

نیاز به ارتباط محکم­تری است

داود دلفراز: به نظر من بهترین بیت این شعر، همان بیتی است که با قافیه­ی هتل گفته شده، انگار شاعر در آن اجباری نداشته و دستش بازتر بوده است. در بقیه­ی ابیات انگار قافیه­ها با موضوع بیت تناسبی ندارند و برای همین بیت هم با کل روایت نسبت کمتری برقرار می­کند. ای کاش در این شعر چند بیت موقوف­المعانی وجود داشت تا شاعر به این وسیله هم بتواند روایت و ارتباطات را محکمتر کند و هم ردیف «ما دو تا» بیشتر با ابیات هارمونی پیدا کند.

حامد حسنی: اما به نظر من همین هتل هم ضرورت قافیه است و قافیه­ی هتل به فضای کل شعر ربطی ندارد.این قافیه، قافیه­ی سختی است و تعداد قافیه­ها هم کم، پس ممکن است هرکس با این قوافی شعر بگوید مجبور باشد قوافی که از لحاظ معنی به هم بی ارتباط هستند را کنار هم بیاورد.

فریده رحمتی: به نظر بنده، مطلع این شعر به یک شعر عاشقانه نمی­خورد و شاید دلیلش همین باشد که ارتباط بین ابیات در این شعر کم است.

از همه قافیه­ ها استفاده نکنیم!

مهدی آخرتی: من تا جایی که فکر کردم، هگل گفته­ای نداشت که مستقیما به سرنوشت عاشقانه مربوط باشد، دقیقا همین نشان می­دهد که شاعر در بند قافیه بوده، من به همه شاعران جوان می­گویم، لازم نیست در یک غزل تمام قافیه­های موجود را استفاده کنیم، من ترجیح می­دهم غزلم سه بیت باشد اما قافیه­ها درست استفاده شده باشند. اما در کنار این نقاط ضعف نسبی باید بگویم که همانگونه که خانم فیاضی فرمودند، برای یک شاعر در سن ایشان، این شعر بسیار خوب است. مشخص است شاعر به زبان تسلط نسبی دارد، مثلا استفاده از ترکیب «ورق سرنوشت» که به آن اضافه­ نمادین می­گوییم، بسیبار خوب است. زیرا ورق استعاره­ای از فال و سرنوشت است و وقتی سرنوشت را به استعاره­ خودش نسبت می­دهیم، بسیار زیبا می­شود.

این جلسه در ادامه با شعرخوانی شاعران حاضر در جلسه به پایان رسید.

گفتنی است در این جلسه از «اتفاق­خوانی»، آقایان حسین سید بر، مجتبی ابوالقاسمی، حامد حسنی، داود دلفراز، حسین معلم، سعید تقی­نیا، علی موسوی، علی غلامی، علیرضا خودی، علیرضا مقدم و خانم­ها: الهه فیاضی، مهناز اصغری، مریم اصغری، اعظم رحمتی، افسانه بیات، مژده حقیقی نیز حضور داشتند.

انتهای پیام/ نوید موسوی


به زودی نظر شما پس از تایید منتشر میگردد.
ارسال نظر
نام :
ایمیل
نظر
تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به سایت اتفاقیه است و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلامانع است.