نرخ ارز بازار آزاد : دلار : ۳,۳۲۱ یورو : ۳,۶۲۲ پوند : ۵,۰۵۳

نرخ ارز رسمی : دلار : ۲۸,۳۷۲ پوند : ۴۳,۰۶۱ یورو : ۳۰,۷۹۹

نرخ طلا و سکه : یک گرم طلای 18 عیار : ۹۷,۳۰۰ سکه تمام - امامی : ۹۵۱,۰۰۰ نیم سکه : ۴۹۷,۰۰۰ ربع سکه : ۲۷۵,۰۰۰ سکه گرمی : ۱۸۸,۰۰۰

سرویس گزارش | کد خبر: 22501
تاریخ انتشار: 1396/02/14 - 16:07:58

گزارش اتفاقیه از عدم میل به ازدواج در قشر برخوردار:

مشکل فقط پول نیست!

 مشکل فقط پول نیست!,

به گزارش پایگاه خبری اتفاقیه ، به جرئت می‌توان گفت که اساس و ریشه هر آن چه خوبی در جامعه است را باید در بنیان خانواده جستجو کرد؛ خانواده ای که می‌تواند سازنده یا ویران کننده آینده باشد و ازدواج اولین مرحله برای ورود به این جریان است. خیلی‌ها می گویند که در این روزگار پر از مشکل مالی و بیکاری چگونه باید ازدواج کرد و وقتی نمی‌شود هزینه‌های اولیه زندگی را درآورد یک نفر دیگر را هم با نداری‌های خود به بدبختی بکشانیم، اما کسانی هستند که با وجود وضعیت خوب مالی باز هم از ازدواج و تشکیل خانواده فراری‌اند.

برای حل مشکل ازدواج آن دسته که بخاطر نداشتن وضعیت مالی مناسب عقب می‌افتد، حرف‌های زیادی شنیده‌ایم اما برای این گروه که به اصطلاح پول‌هایشان از پارو بالا می‌رود چه دلایلی را می‌توان دخیل دانست؟

اتفاقیه در گفتگو با اساتید حوزه روانشناسی و جامعه شناسی تلاش کرده است تا دلایل این موضوع را در عده معدودی از  قشر برخوردار جامعه و همچنین راه مقابله با آن را مورد بررسی قرار دهد.

روانشناس و مشاور خانواده در گفتگو با اتفاقیه با بیان این که هر چند باید حداقل‌هایی از لحاظ مالی برای ازدواج وجود داشته باشد اما این همه دلیل برای تأخیر در ازدواج و یا عدم آن در برخی افراد نیست و بیشتر سبک زندگی این افراد است که مانع ازدواج به موقع می‌شود، گفت:  با به تعویق انداختن ازدواج انتظارات بالا می‌رود و این موضوع خود هم به نوعی مانع ازدواج می‌شود. جوانی دارای یک شور و هیجانی است که برای تحکیم پایه‌های اولیه خانواده لازم است و تأخیر در ازدواج و افزایش سن این شور را از بین می‌برد و همچنین هم امکان به دنیا آمدن فرزندان سالم در سن بالا کم است و هم افزایش فاصله سنی با کودکان تربیتان ها را به مخاطره می‌اندازد. امنیت اجتماعی و فردی هم با عدم ازدواج به خطر می‌افتد. وقتی هیجانات فرد به شکل درستی پاسخ داده نمی‌شود، این موضوع روی تمرکزهای کاری او هم اثر می‌گذارد، درحالی که ازدواج این آرامش را به فرد می‌دهد.

عادت به زندگی آزاد و عدم مسئولیت پذیری
حورایی پایین آمدن حس مسئولیت پذیری در بین جوانان رشد یافته در  برخی از خانواده‌های برخوردار را عامل اصلی بی علاقگی آن‌ها به ازدواج برشمرد و گفت: عده‌ای معدودی معمولاً به دلیل این که همواره در رفاه کامل زندگی کرده‌اند، مسئولیت پذیری کمتری دارند واغلب برای رفع نیازهایشان به والدینشان اتکا کرده‌اند. بنابراین ازدواج چون یک تکلیف‌هایی دارد و تعهدهایی را می‌طلبد، این افراد که عادت به زندگی آزاد دارند، زیر بار مسئولیت نمی‌روند.

لزوم عزم ملی برای حل مشکلات اجتماعی
وی تلاش برای حل مشکلات فرهنگی و اجتماعی در این رابطه را نیازمند یک عزم ملی دانست و افزود: رفع مشکلات در موضوعات این چنینی نیازمند یک عزم ملی است و با رفتارها و فعالیت‌هایی کوچک مانند سخنرانی و ... حل شدنی نیست. درست است که هر خانواده باید تلاش کند اما جامعه در کل باید از کودکی تا جوانی افراد را برای ازدواج مهیا کند، یعنی رویکرد جامعه به این سمت برود و دانشگاه، مدرسه، خانواده، تلویزیون، دولت و ... به سمتی برود که افراد برای ازدواج ترغیب و آماده شوند اما در حال حاضر این گونه نیست. بسیاری از مشکلات این چنینی دارای ریشته های فرهنگی هستند؛ بسیاری از مجری‌ها و بازیگران تلویزیون ما که مطرح هستند و به عنوان الگو از آن‌ها یاد می‌شود، ازدواج نکرده‌اند. حرکت‌های فردی دیگر اثرش را از دست داده و برای چنین موضوعاتی باید حرکت سیستمی، برنامه ریزی شده و ملی صورت گیرد و یک اتفاق همه جانبه فرهنگی باید رخ دهد.

کاهش اهمیت ازدواج به عنوان یک ارزش اجتماعی
علیرضا عزیزی، کارشناسی ارشد جامعه شناسی و پژوهشگر اجتماعی با بررسی این موضع از نگاهی دیگر به تغییرات فرهنگی و اجتماعی در دهه‌های اخیر اشاره کرد و گفت: درباره کاهش علاقه به ازدواج در قشرهای برخوردار به نظر می‌رسد بیش از هر چیز نیاز به تغییرات فرهنگی و اجتماعی ای داریم که بویژه در دهه‌های اخیر، در جامعه مان رخ داده است. در این باره، می‌توان به سه تغییر عمده در ارزش‌های طبقه برخوردار، شیوه زندگی و نیازهای جوانان اشاره کرد. ارزش‌ها، در واقع آن آرمان‌ها و محرک‌های فرامادی ای هستند که محرک و شکل دهنده شیوه زندگی طبقه برخوردار می‌باشند. در این باره، نخست باید به این موضوع اشاره داشت که به طور کلی اهمیت ازدواج به عنوان یک ارزش اجتماعی در دهه‌های اخیر رو به کاهش نهاده است، که طبقه برخوردار نیز از این قاعده مستثنی نیست و چه بسا که در طبقه برخوردار، به جهت برخورداری از شیوه‌های متنوعی از لذت و مصرف، تمایل به ازدواج نیز کمتر شده باشد. در واقع، در دهه‌های اخیر، شیوع مصرف گرایی و برخورداری از لذت‌های متنوع و در دسترس، جوانان طبقه برخوردار را به سطحی از استغناء از تجربه لذت و مصرف رسانده لذا اهمیت ازدواج به عنوان گزینه ای برای رهایی از محرومیت و تجربه لذت‌های تازه در زندگی فردی آن‌ها کاهش یافته است.

وی در اینباره اضافه کرد: از سویی دیگر، برای طبقات متوسط و محروم جامعه، ازدواج عمدتاً گام بزرگی برای ساختن زندگی آینده و استقلال مالی، شخصیتی و اجتماعی محسوب می‌شود و فرد بواسطه ازدواج می‌تواند به تجربه‌های تازه ای در زندگی فردی و اجتماعی دست یابد، حال آن که برای یک فرد از طبقه برخوردار، ازدواج لزوماً گام بزرگی در راستای تحول در شیوه زندگی نیست، گاها چالشی در راستای کاهش آزادی‌های فردی تعبیر می‌شود، لذا کمتر هیجان و تمایل لازم برای تن دادن به آن مشاهده می‌گردد.

نگاه سرمایه گذاری قشر مرفّه به مسئله ازدواج
عزیزی تصریح کرد: دیگر آن که، باید به این موضوع اشاره داشت که از گذشته دور، یکی از مهم‌ترین ارزش‌های طبقه برخوردار، حفظ قدرت و منزلت اجتماعی خود در سطح جامعه بوده است که یکی از مهم‌ترین روش‌های ضمانت آن، ازدواج درون گروهی، به معنای ازدواج با ثروتمندان هم کیش بوده است. این امر به معنای نوعی هم افزایی در ثروت و حفظ منزلت اجتماعی برای آن‌ها محسوب می‌شده است.

پژوهشگر اجتماعی خاطرنشان کرد: در واقع، ازدواج فرزندان برای برخی از گروه‌های ثروتمند جامعه نوعی سرمایه گذاری محسوب می‌شده است که می‌تواند آن‌ها را به جایگاه بالاتری به لحاظ اقتصادی و منزلت اجتماعی برساند، اما برخی عوامل در وضعیت کنونی باعث افزایش ریسک سرمایه گذاری برای چنین خانواده‌هایی شده است. در دوره معاصر، از یک سو، عدم ثبات اقتصادی و افزایش تحرک اجتماعی و ظهور مداوم گروه‌های ثروتمند جدید (نوکیسه‌ها) و ریزش گروه‌های ثروتمند قدیم، ازدواج اهمیت و ضمانت خود را برای هم افزایی میان گروه‌های ثروتمند از دست داده است. از سویی دیگر، به جهت، کاهش ثبات و پایداری ازدواج‌ها، بعضاً ازدواجی که با هزینه بسیار زیاد و تعهدات مالی فراوان اتفاق می‌افتد، ممکن است به یک خسارت اقتصادی بزرگ برای خانواده تبدیل گردد، لذا در بستر چنین ازدواج‌های متزلزل با تعهدات مالی عظیم، با کاهش تمایل خانواده‌ها- حداقل کاهش اصرار آن‌ها- برای ازدواج فرزندانشان روبرو هستیم.

اما این تمام ماجرا نیست و برای فهمیدن این موضوع نمی‌شود تنها به بحث‌های کارشناسی اکتفا کرد به همین خاطر در قسمت بعد این گزارش صحبت‌های جوانانی را می‌خوانیم که با داشتن وضعیت خوبی مالی باز هم تن به ازدواج نمی‌دهند.

انتهای پیام/  مصطفی قویدل


به زودی نظر شما پس از تایید منتشر میگردد.
ارسال نظر
نام :
ایمیل
نظر
تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به سایت اتفاقیه است و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلامانع است.