سرویس فرهنگی هنری | کد خبر: 29867
تاریخ انتشار: 1397/04/31 - 10:23:19

در گفتگو با اتفاقیه مطرح شد؛

رنگین‌کمان طرح و هنر در چارق استان

هنر زیبایی است؛ زیبایی که به‌تدریج در روح آدمی رسوخ می‌کند و با گوشت و خونش عجین می‌شود. ازاین‌روست که یک هنرمند همه‌چیز را زیبا می‌بیند؛ حتی سختی‌ها، ناملایمات راهش را.
رنگین‌کمان طرح و هنر در چارق استان,

خبرنگار اتفاقیه این بار پشت میز یکی از همین هنرمندان می‌نشیند و موبه‌موی خاطرات و تجربه‌هایش را می‌شنود. حسین محمدزاده هنرمندی که چارق‌های او نشان جهانی مرغوبیت را به نام خود رقم‌زده‌اند.

چارق‌دوزی یکی از هنرهای دستی است که دست‌های ظریف هنرمندان خراسان شمالی در تولید آن مهارت ویژه‌ای دارند و اوج زیبایی در ترکیب رنگ‌ها را می‌توان در این هنر ارزشمند دید.

او از کودکی‌هایش می‌گوید؛ از شکست‌هایش، کورسوهای امیدش، بودونبود حمایت‌ها، سرقت‌های هنری، جشنواره‌ها، رانندگی آژانس و هزاران پست و بلندی‌هایی که زمختی‌اش را بر کف دستان زحمت‌کش او به‌جا گذاشته‌اند. از همه این‌ها که می‌گوید لبخند می‌زند و گاهی صدای خنده‌اش نیز بلند می‌شود. در کنار این سادگی و آرامش، گاه و بی گاه شوخ‌طبعی‌اش همچون بخیه‌های ظریف نخ بر روی چرم از لابه‌لای سخن‌هایش پیدایشان می‌شود و آدم را بی‌درنگ به لبخند همراهی می‌کند. بی‌گمان راز این ماندگاری و اصالت روح او که حتی در دکوراسیون سنتی ویترین، کارگاه و مغازه‌اش به چشم می‌خورد، در همین لبخند باشد؛ در همین زیبا نگریستن به همه‌چیز.

حسین محمدزاده متولد 1340 از 7-8 سالگی چارق‌دوزی را در کنار پدر مرحومش حسینعلی محمدزاده شروع کرد؛ صاحب مجسمه همان پیرمرد چارق‌دوزی که در یک‌سوی میدان شهید نصب‌شده است. او می‌گوید: ما 5برادر و یک خواهر بودیم که کمابیش همگی پدرمان را در چارق‌دوزی کمک می‌کردیم. کم‌کم از بین اعضای خانواده، بیشتر از همه در من علاقه‌ای ایجاد شد و کمک‌حال پدرم شدم. در سن 20سالگی مستقل و با راه‌اندازی یک مغازه به‌صورت حرفه‌ای مشغول به کار شدم.

هنر چارق زنده است

گویا واردات چینی و تأثیر مخرب آن بر تولیدات کشور پیشینه‌ای قدیمی دارد. محمدزاده از سال‌های کودکی‌اش و ظهور کفش‌های چینی و پایان دوران اعتلای چارق این‌چنین می‌گوید: در سال‌های فعالیت پدرم، چارق کفش رایج مردم و بجنورد و قوچان نیز مرکز تولید عمده آن بود و حدود 7-8 استاد چارق دوز داشتیم. پدرم نیز مثل خود من از کودکی به چارق‌دوزی روی آورده بود. وی می‌افزاید: در حدود سال 1335، چین کم‌کم به واردات کفش کتانی و پلاستیکی اقدام کرد و همین سبب شد دیگر چارق به‌عنوان یک کفش رایج استفاده نشود. در این دوران پدرم تنها کسی بود که این هنر را نگه داشت.

وی ادامه می‌دهد: زمانی که من در این زمینه شروع به کارکردم، تنها نمونه چارق قدیمی تولید می‌شد؛ اما چارق به شکل اولیه خود دیگر برای مردم قابل‌استفاده نبود، ازاین‌رو سعی کردم در کنار نگه‌داشتن این نوع کفش و حفظ جنبه قدیمی‌اش، کارهای به‌روز و با قالب‌های امروزی کفش تولید کنم که در کنار جنبه سنتی، قابل‌استفاده هم باشند.

استاد محمدزاده یکی از ویژگی‌های چارق را یکپارچه بودن زیر و روی آن می‌داند و ادامه می‌دهد: علاوه بر حفظ چارق به همان شیوه قدیم، به تولید 6نوع کفش سنتی خراسان روی آوردم ازجمله کفش عروس که ظاهری شکیل‌تر از گذشته یافت؛ چُقِّی که اگرچه مثل چارق چپ و راست ندارد، اما زیر و رویش یکپارچه نیست؛ کُمُخت؛ گُرجی که نوعی صندل قدیمی است و همچنین دمپایی عروس که بسیاری از این‌ها به ثبت ملی رسیده و نشان مرغوبیت گرفته‌اند. وی تولید این کفش‌ها را مدیون استادش می‌داند و می‌گوید:  استادم در هفته‌های پایانی عمرش، طریقه ساخت این کفش‌ها را به من آموزش داد تا پس از او راهش ادامه یابد.

استاد محمدزاده از عوامل مؤثر بر صنعتگران و هنرمندان این‌گونه سخن می‌گوید: روزهای خوبی بود و علی‌رغم شرایط جنگ، سازمان صنایع‌دستی یک سازمان مستقل بود و ازنظر بازاریابی و خرید مستقیم کالا کمک‌های خوبی به صنعتگران می‌کرد؛ همین امر باعث دلگرمی‌ام شد و توانستم در طول 3-4سال، حدود 30-40 کارگر داشته باشم. وی می‌افزاید: اما پس‌ازاین دوران، متأسفانه به دلیل تغییر سیاست‌ها و مسئولان، همه‌چیز به هم‌ریخت و در سال 1364 به‌طورکلی صنایع‌دستی را کنار گذاشتم.  صنایع‌دستی از حالت سازمانی درآمد و خصوصی شد و این‌چنین حمایت‌های دولتی را از دست دادیم.

وی ادامه می‌دهد: در آن روزها من که تنها آموزش دوخت چارق را دیده بودم، حدود 3سال مغازه را تعطیل کردم و به کارهایی همچون رانندگی آژانس روی آوردم.

استاد محمدزاده مرحوم فروغی را حامی خود در این روزها معرفی می‌کند و می‌گوید: وی که مسئول امور بازرگانی تهران شده بود، پس از 3-4سال فعالیت من در آژانس، سراغم آمد و این‌چنین دوباره درزمینهٔ صنایع‌دستی وارد شدم؛ کارگر استخدام کردم و در سطح وسیع‌تر از گذشته، شروع به کارکردم و حتی به صادرات روی آوردم.

وی می‌افزاید: تجربه چند سال بیکاری‌ام باعث شد که بدون اینکه تجربه تولید کارهای بازاری را داشته باشم، در کنار چارق به تولید کفش‌های روز روی‌آورم.

رویه‌ای نو در تولید

همچنان که حافظ می‌گوید «دائماً یکسان نباشد حال دوران» دوباره دوران رکود فرامی‌رسد؛ اما این هنرمند این بار رویه‌ای دیگر در پیش می‌گیرد. وی تصریح می‌کند: با فوت آقای فروغی و تغییر سیاست‌ها، مجدداٌ کار تولید چارق و صنایع‌دستی تعطیل شد؛ اما این بار من چون تجربه کفش‌های به‌روز و بازاری را داشتم دیگر کار را تعطیل نکردم. مثل دو کفه ترازو، تولید هر دو نوع را داشتم و متناسب با تقاضا و شرایط روز، تولید هریک را افزایش می‌دادم.

این هنرمند صنایع‌دستی که با این حرفه در بین تمام اعضای خانواده‌اش نیز اشتغال‌زایی کرده است، از ثبت چارق و کسب نشان مرغوبیت جهانی و ملی این‌چنین اظهار می‌کند: در این میان گاه سوءاستفاده‌هایی از حرفه ما می‌شد؛ ازاین‌رو به دنبال ثبت ملی و جهانی چارق رفتم که نهایتاً  به نام خراسان شمالی و خانواده محمدزاده ثبت شد. وی در بیان خصوصیات چارق برای ثبت جهانی می‌گوید: ازجمله این ویژگی‌ها این است که باید کلیه مواد آن  قابل بازگشت به طبیعت باشد و هیچ وسیله مصنوعی از قبیل چسب و... در آن به کار نرود. علاوه بر چارق، نوعی از کفش‌های سنتی به نام «پرکار» که در ابتدای جوانی تولید کردم، نیز نشان مرغوبیت ملی گرفته است.

این هنرمند استانی که چارق را همچون آب‌نبات، سوغات بجنورد می‌داند، در خصوص حمایت‌های مسئولین از صنعتگران این حوزه می‌گوید: درگذشته با حمایت‌های مسئولین بود که  پس از یک دوره بیکاری و شکست، دوباره شروع به فعالیت کردم. آن روزها مسئولینی داشتیم که به‌جای اقامت در هتل، شب را در خانه من سپری می‌کردند؛ مسئولین مردم‌داری که پشت میز من می‌نشستند.

وی تصریح می‌کند: اکنون هم شرایط خوب است؛ اما من نوعی کمبود نه‌تنها در استان، بلکه در کل سازمان صنایع‌دستی می‌بینم و آن جای خالی فروشگاه‌های دائمی صنایع‌دستی است. محمدزاده می‌افزاید: اگر درگذشته فروش صنایع‌دستی زیاد بود، به علت وجود فروشگاه دائمی در شهرهای بزرگ و سیاست خرید مستقیم بود که با خروج از استان، با چند درصد افزایش قیمت ارائه می‌شد؛ اما با خصوصی شدن این بخش، این سیاست‌ها نیز فراموش و فروشگاه‌ها تعطیل شدند.

لزوم حفظ هنر چارق‌دوزی

وی در خصوص تولیدکنندگان چارق و ادامه یافتن این هنر ادامه می‌دهد: سازنده تولید چارق انگشت‌شمار است؛ اما این را باید به هر طریقی حفظ کرد؛ زیرا اکنون‌که تولید می‌کنیم، ارزش معنوی آن به چشم نمی‌آید. اگر روزی برسد که تنها آن را در ویترین موزه‌ها می‌توان یافت، آن روز می‌فهمیم که چه سرمایه هنگفتی را از دست‌داده‌ایم.

وی می‌افزاید: ما به این هنر احتیاج داریم. ازاین‌رو وجود سیاست خرید و تأسیس یک فروشگاه صنایع‌دستی در هر شهر که شامل مجموعه کل صنایع‌دستی استان باشد، لازم و در جذب توریست نیز مؤثر است.

وی با تأکید بر عدم ارائه وام به صنعتگران می‌گوید: صنعتگر نباید گرفتار وام و قسط و قرض‌های مربوط به آن شود! وام دادن راحت است، اما در پسِ آن صنعتگر می‌ماند و قسط‌ها و دغدغه‌هایش. وی با تأکید بر تأثیر آرامش روحی و فکر باز بر تولید هنرمندان می‌افزاید: اگر به‌جای وام، یک فروشگاه تأسیس کنند؛ اشتغال‌زایی کنند؛ از ما خرید کنند و قرارداد ببندند، انگیزه صنعتگر برای تولید بیشتر می‌شود.

محمدزاده بابیان اینکه گاهی مسئولین موجب اخلال درروند تولید و خرید می‌شوند، ادامه می‌دهد: قبل‌تر سیاست خوبی در سازمان صنایع‌دستی بود که هدایای سایر ارگان‌ها، از صنایع‌دستی استان باشد؛ اما همان را نیز به دست فراموشی سپردند. بسیاری اوقات، ارگان‌هایی که اصلاً انتظارش را نداشتم، از من خواستند که در برگ خریدم مبلغ بیشتر را بنویسم و با مخالفتم، خریدشان را قطع کردند.

محمدزاده می‌افزاید: در سال 1360 رئیس سازمان صنایع‌دستی می‌گفت ما وظیفه‌داریم صنایع‌دستی در حال منسوخ شدن را، ولو اینکه قابلیت عرضه در بازار را نداشته باشد، تولید و خرید کنیم.

استاد محمدزاده با اشاره به قدرت مسئولان در تعیین آینده هنری کشور می‌گوید: اگر مسئولان بخواهند، می‌توانند تحول ایجاد کنند؛ مگر اینکه دست‌هایی باشند که نخواهند این اتفاقات خوب بیفتد.

وی برای تشریح این موضوع، به خاطرات سال‌های گذشته‌اش گریز میزند و می‌گوید: در سال‌هایی که اوج رونق کار تمام صنایع‌دستی کشور بود، سازمان صنایع‌دستی برای تمام ساکنان حومه شهر، دارهای قالی و گلیم تهیه کرد و درنهایت نیز از تولیدکننده می‌خرید؛ اما به‌یک‌باره همه‌چیز نابود شد و من روزی در نمایشگاه اهواز، یک مساحت 5هکتاری مملو از  دارهای قالی نصفه و نیمه صنعتگران را دیدم که زیر تابش آفتاب و باد و باران پوسیده بود.

محمدزاده در خصوص شعار سال و حمایت از تولید داخلی با همان لبخند همیشگی‌اش می‌گوید: سال حمایت از تولید داخلی فعلاً در حد شعار و در عمل هیچ اتفاقی نیفتاده است. وی می‌افزاید: دیگر آن افرادی که صنایع‌دستی می‌خریدند، نیستند؛ زیرا آن‌ها در ترکیه و امارات ملک خریده‌اند و ارز ایرانی به کشورهای دیگر می‌برند به‌جای خرید صنایع‌دستی ما، از کشورهای خارجی خرید می‌کنند.

لزوم انتقال هنر به نسل جوان

این هنرمند چارق دوز دغدغه خود را انتقال این هنر به نسل جوان می‌داند و اظهار می‌کند: قبل از سال جدید به سازمان‌های بسیاری همچون صنایع‌دستی، زندان، فنی حرفه‌ای و... نامه زده و برای آموزش اعلام آمادگی کردم؛ اما حتی یک نفر هم استقبال نکرد و متأسفانه سازمان‌ها نیز همکاری نکردند. وی ادامه می‌دهد: به دنبال تأسیس آموزشگاه آزاد نیز رفتم و پس از چند ماه دوندگی برای کسب شرایط لازم، برای مسائل مربوط به فضای کارگاه این تلاش بی‌نتیجه ماند.

وی بابیان اینکه در طول 2سال حدود 200-300 نفر را آموزش دادم، می‌افزاید: اما بازهم بروز برخی مسائل از سمت سازمان، همچون عدم پرداخت حق‌الزحمه و... باعث دل‌زدگی شد و این کار را نیز رها کردم.

استاد محمدزاده با همان لبخند پنهان در پس گلایه‌ها با تواضعی که نمی‌خواهد خود را هنرمند خطاب کند، می‌گوید: هنرمند دلش خیلی شکننده است؛ چون سختی زیادی برای پیمودن این مسیر کشیده است. ما دیگر اهمیتی نداریم؛ اما جوان‌ها و نیروهای تازه‌نفس سرمایه‌ای هستند که دریغ است از دست بروند.

انتهای خبر/اکبری

 


به زودی نظر شما پس از تایید منتشر میگردد.
ارسال نظر
نام :
ایمیل
نظر
تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به سایت اتفاقیه است و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلامانع است.