سرویس گزارش | کد خبر: 30647
تاریخ انتشار: 1397/07/18 - 10:18:49

صحبت یک پستچی درباره روزهای نامه‌رسانی؛

انتظار، آدم‌ها را به هم مشتاق‌تر می‌کند

انتظار، آدم‌ها را به هم مشتاق‌تر می‌کند,

هر بار که می‌دانستم قرار است پستچی بیاید، از خروس‌خوان صبح دم پنجره می‌ایستادم تا ساعتی که صدای زوزه حیوانات در شب به گوش می‌رسید.

پستچی محل ما برایم قاصد خوش‌خبری بود که تمام حال ‌و روزگارم به دست‌های او و کیسه‌ای که پشت موتورش حمل می‌کرد، بستگی داشت.

هفت ماه بود که همسرم به جبهه رفته بود و در این هفت ماه، کار هر روز من شده بود انتظار و فکر کردن به حرف‌هایی که می‌خواستم در جواب نامه‌ها برایش بنویسم.

با خود فکر می‌گفتم کاش می‌شد قلبم را توی پاکت بگذارم و به پستچی بدهم تا به دستش برساند. در این مدت، او نیز مرا به‌خوبی شناخته بود. هر بار که نامه داشتم، پشت سر هم بوق می‌زد و دست تکان می‌داد.

نامه را همان‌جا باز می‌کردم و پستچی با هیجان و شوق می‌ایستاد تا واکنش من را از خواندن حال ‌و روز همسر به جنگ رفته‌ام، ببیند.

«انتظار» شیرین‌ترین و تلخ‌ترین قسمت عاشقانه‌ها و ترس‌های ما بود و پستچی محل مرد مهربانی بود که تنها امیدمان برای باخبر شدن از حال همدیگر به او بستگی داشت.

دعا می‌کردم کاش مریض نشود و یا موتورش خراب نشود، کاش به‌جای او کس دیگری این مسئولیت را بر عهده نگیرد که نامه را به ‌اشتباه، درِ خانه دیگری ببرد.

زمانی نامه نوشتن و پست کردن آن، هیجان و زیبایی خود را داشت که این روزها با فراگیر شدن وسایل ارتباطی و الکترونیکی تقریباً به خاطرات سپرده شده است.

زمانی پستچی‌ها با رساندن نامه و بسته‌ها، شاهد شوق و شادی مردم بودند و امانت‌دار بسته‌هایی بودند که شاید زندگی یک نفر، به محتوای درون آن بستگی داشت.

آخرین باری که دلتان برای عزیزی تنگ شده و دست ‌به ‌قلم و کاغذ شده‌اید و در قالب نامه حرف خود را زده‌اید، به خاطر دارید؟ شاید حالا دیگر حتی طرح این پرسش دور از ذهن باشد تا چه رسد به اینکه انتظار پاسخ هم داشته باشیم.
نامه نوشتن بین دو فرد حقیقی، خیلی وقت است که دیگر منسوخ شده؛ شاید نتوان حتی تاریخ دقیقی بر آن نوشت. این روزها تقریباً تنها نامه‌هایی که بین دو نفر نوشته می‌شود، نامه‌های اداری بین مسئولان دستگاه‌ها است.

ما آخرین نسلی هستیم که لذت چسباندن تمبر برای ارسال نامه به یک دوست و خانواده و استرس نوشتن آدرس فرستنده و گیرنده را تجربه کرده‌ایم.

هرچند هنوز حجم زیادی از ارسال و دریافت مرسولات و بسته‌های حاوی کالا از طریق پست انجام می‌شود، اما پستچی‌ها افرادی که نقش محوری آنها از گذشته‌های دور در رساندن نامه و بسته‌های حاوی پیام‌های مهم بین دو تمدن مختلف، دو سرزمین و اقلیم اهمیت و حساسیت زیادی داشت، کم‌ کم جای خود را به شبکه‌های ارتباطی الکترونیکی داده‌اند.

با این ‌وجود هیچ‌گاه نمی‌توان آنها را از یاد برد و زحمات زیادی را که در دوران گذشته برای مردم کشیده‌اند، فراموش کرد.

اردشیر درگزینی متولد 1335 پستچی بازنشسته اهل خراسان شمالی، از سال 1357 به‌عنوان راننده به خدمت اداره پست درآمد و با گذشتن چند سال، به‌عنوان پستچی در این عرصه فعالیت کرد.

او بعد از 27 سال خدمت خالصانه، درحالی‌که قریب به سه دهه امانت‌دار مردم بود، در سال 1384 بازنشسته شد و اکنون امورات خود را از طریق دریافت مستمری بازنشستگی می‌گذراند.

این فرد، به‌عنوان کسی که در زمان جنگ تحمیلی بین ایران و عراق، نامه‌های رزمنده‌ها را برای خانواده‌ها می‌آورد، حرف‌های جالبی برای گفتن دارد.

«هرروز از ساعت چهار صبح بیدار می‌شدم. آن موقع‌ها که هنوز خراسان تقسیم‌بندی نشده بود، هر روز به سمت مشهد حرکت می‌کردم و بعد از تقسیم‌بندی نامه‌ها بر اساس منطقه و محله، به سمت بجنورد بازمی‌گشتم. اعضای اداره پست، از پستچی و راننده و کارمند و رئیس، سرِ جمع 11 نفر بودند.

آن زمان ما وظیفه و مسئولیت سنگینی بر عهده داشتیم، اما همان موقع هم مثل امروز، اداره پست نسبت به ادارت دیگر، گمنام بود.

وقتی به بجنورد می‌رسیدم، ساعت حدوداً هفت یا هشت صبح می‌شد. از آن ساعت شروع می‌کردیم به رساندن نامه‌ها به دست گیرنده‌هایش؛ همیشه پشت ماشینی که از مشهد می‌رسید سه یا چهار کیسه پر از نامه بود.

یکی با ماشین، دیگری با موتور، یکی با دوچرخه و حتی یکی از پستچی‌ها به نام آقای اختر که مسئولیت رساندن نامه به منطقه گیفان و غلامان را بر عهده داشت، با اسب این کار را انجام می‌داد.

لذت رساندن خبر از پدر، پسر و همسر برای خانواده‌های چشم‌انتظار، غیر قابل‌ توصیف بود؛ همین موضوع هم باعث می‌شد تا سختی کار را با شیرینی دیدن خوشحالی مردم تحمل کنیم.

مردم صدای موتور، اتومبیل یا حتی زنگ دوچرخه ما را که می‌شنیدند، با خوشحالی به سمت‌مان می‌دویدند و در راه، فریاد‌زنان، دیگران را از رسیدن ما مطلع می‌کردند.

چه در زمستان‌های سخت و سرد و چه در تابستان‌های گرم و سوزان، هیچ‌چیز باعث نمی‌شد از کار دست بکشیم.

همان‌طور که گفتم از ساعت هفت صبح کار را آغاز می‌کردیم و تا نیمه‌شب و گاهی دو صبح، در ساعتی که نوری برای دیدن وجود نداشت با کمک روشنایی چراغ‌قوه، نامه‌ها را به دست گیرنده‌ها می‌رساندیم.

تیم 11 نفره‌ای بودیم که تمام تلاش خود را برای انجام به‌موقع و درست کار به خرج می‌دادیم. امکان رفتن به مرخصی برای ما وجود نداشت، اما به خاطر رفاقت و صمیمتی که بین‌مان بود، وظیفه همکارمان را برعهده می‌گرفتیم تا هم کار عقب نیفتد و هم بتوانیم از مرخصی استفاده کنیم.

الآن زمانه فرق کرده، ارتباط‌ها راحت‌تر شده است و نیاز نیست چندین هفته منتظر بمانی. تنها با یک تماس تلفن می‌شود از همدیگر مطلع شد. اما واقعیت این است که صمیمیت قبل در ارتباط‌ها دیده نمی‌شود. توی کاغذهایی که ما می‌رساندیم، صمیمیت و عشق واقعی نوشته می‌شد. انتظار، آدم‌ها را به هم مشتاق‌تر می‌کند...»

از سال ۱۹۶۹ روز نهم اکتبر، برابر با ۱۷ مهر ماه، همزمان با سالروز تأسیس اتحادیه جهانی پست، به‌عنوان روز جهانی پست نام‌گذاری شده است.

استان خراسان شمالی در حال حاضر 50 نامه‌رسان در سطح استان دارد و اداره کل پست، با ارائه خدمات متعارف از جمله پست پیشتاز، سفارشی، عادی، فروش تمبر، پاکت، کرایه در مقصد و ... و خدمات الکترونیک به‌جای خدمات سنتی که اعم از: تمبر اختصاصی، کارت‌پستال، وب آگهی، سرویس پست همراه، ره‌گیری مرسوله، خدمات ویژه شهروندی و جی نف هستند، به ارائه خدمات در سطح استان می‌پردازد.

انتهای پیام/مهسا طهماسبی


به زودی نظر شما پس از تایید منتشر میگردد.
ارسال نظر
نام :
ایمیل
نظر
تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به سایت اتفاقیه است و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلامانع است.