سرویس حوادث | کد خبر: 30977
تاریخ انتشار: 1397/08/15 - 10:32:35

بر اساس داستان واقعی با مشارکت سروان نساء ایزانلو کارشناس مرکز مشاوره آرامش پلیس

شروع رابطه شیطانی و گرفتار شدن در گرداب گناه

11 سال پیش به شیوه سنتی ازدواج کردم.

 همسرم از اقوام دور پدرم و کارمند یک ارگان دولتی است. او از نظر خلق و خو آدمی آرام،خونسرد و کم حرف است و نسبت به روابط عاطفی و زناشویی با رفتاری سرد و خشک واکنش نشان می‌دهد. بعد از چند سال زندگی مشترک حاصل ازدواج من با او دو فرزند 9 و 6ساله است.

بر عکس همسرم من خیلی برون‌گرا و پر جنب و جوش هستم. با این اوصاف او مرد با ایمان و خداترسی است و در زندگی از لحاظ رفاهی چیزی برای ما کم نگذاشته و تمام تلاشش را برای رفاه ما انجام داده است. ولی مشکل بزرگ من چیز دیگری است، دوست دارم شوهرم به من محبت کند و با من حرف بزند اما هر بار که خواستم سر صحبت را باز کنم می‌گوید خسته‌ام بگذار برای بعد.

11 سال است که همیشه حرف‌هایم را گذاشته‌ام برای بعد و حرف‌هایم مانند گره‌ای در قلبم تبدیل به عقده شده...اوایل فکر می‌کردم به مرور زمان و بچه دار شدن، شاید بهتر شود ولی فرقی نکرد و روز به روز رابطه‌اش با من سردتر شد.

ناگفته نماند چون همسرم خودش فرد تحصیل کرده‌ای است از همان ابتدا با من شرط کرد که هر طور شده من هم درسم را ادامه دهم و تحصیلات عالیه کسب کنم، همین شد که با گذشت 4 سال از زندگی مشترکمان با اصرارهای همسرم تصمیم گرفتم به دانشگاه بروم و سپس موفق شدم با ورود به دانشگاه در رشته موردعلاقه‌ام تحصیل کنم. ترم سوم بود که به صورت خیلی اتفاقی متوجه نگاه‌های یکی از همکلاسی‌هایم به نام سامان شدم.

 او به بهانه‌های مختلف خود را به من نزدیک کرد و خواسته‌اش را مطرح کرد. ابتدا خیلی جا خوردم و به او گفتم که متأهلم و دو فرزند نیز دارم اما سامان گفت که فقط خودم برایش مهم هستم و باز هم ابراز علاقه کرد. بعد از اصرارهای او من که از لحاظ احساسی کمبود محبت شدیدی در زندگی زناشویی‌ام داشتم مانند پرنده‌ای که از قفس آزاد شده باشد با آغوش باز پیشنهادش را قبول کردم و با او وارد رابطه شدم.

با توجه به اینکه به مرور زمان سامان را از جزئیات زندگیم با خبر کرده بودم ، او جای تمام عقده‌های عاطفی‌ام که در تمام این سال‌ها داشتم را برایم پر کرد و مدام به من ابراز محبت می‌کرد. گویی تازه متولد شده بودم و روز به روز شادتر می‌شدم. رابطه پیامکی و تلفنی من و سامان خیلی زود جای خود را به رابطه نامشروع داد. نخستین باری که او پیشنهاد رابطه داد نزدیک بود قلبم از سینه‌ام بیرون بزند، احساسی همراه با هیجان و ترس وجودم را فرا گرفت. سامان خیلی راحت توانست قلبم را تسخیر و مرا تسلیم خواسته نامشروع خود کند.

بله من در گرداب خیانت فرو رفته بودم و اکنون 5 سال از آشنایی و ارتباط  شیطانی ما می‌گذرد و سامان هنوزم هم خواهان ادامه این رابطه است. ولی من بعد از 5 سال به شدت دچار عذاب وجدان شده‌ام و نگرانم مبادا شوهرم دیر یا زود از قضیه بو ببرد. هر چند به کارهای من مشکوک شده ولی من به روی خود نیاورده‌ام، اما از شدت عذاب وجدان نمی‌توانم زندگی معمولی داشته باشم.

خودم می‌دانم پایان این روابط تباهی و غرق شدن در فساد و از هم پاشیده شدن زندگی‌ام است ولی توان قطع رابطه با سامان را ندارم. سامان با اینکه ازدواج کرده، ولی قصد ندارد به این رابطه پایان دهد من و او خیلی به هم وابسته‌ایم و هر دو توان بریدن از یکدیگر را نداریم.

نظر کارشناس:

بی وفایی و خیانت زناشویی در نگاه اول پدیده‌ای فردی به نظر می‌رسد، اما با توجه به عواقب ناگوار و پیامدهای سوء آنکه  نهاد خانواده، تربیت فرزندان و نیز سلامت و امنیت جامعه را دچار اختلال و آشفتگی می‌کند، باید این معضل را از آسیب‌های اجتماعی پنهان و بسیار جدی به شمار آوریم. بنابراین اینگونه آسیب‌ها از جرائم پنهان محسوب می‌شوند. چه بسا اگر بی وفایی‌ها و خیانت‌های پنهان زناشویی آشکار گردند، آمار زیادی را به خود اختصاص می‌دهند. بر اساس یک تعریف کلی ، خیانت یا رابطه پنهانی با غیر یا روابط خارج از چارچوب زناشویی به معنای  نقض پیمان  ازدواج و تعهدات زناشویی است.

خیانت زناشویی به دلیل خارج شدن از روند طبیعی و چارچوب زندگی مشترک، آسیب‌های زیادی هم برای فرد خیانت‌کار و هم برای خیانت دیده به دنبال دارد که مهم‌ترین آن تزلزل در بنیان و کیان خانواده و یا از هم پاشیدگی آن است.  معمولاً فردی که وارد اینگونه روابط  می‌شود، لذت آنی و زودگذر را بر همه آمال و ایده آل‌های زندگی ترجیح و در گنداب گناه فرو می‌رود ، غافل از اینکه با آشکار شدن خیانت وی تمام پل‌های پشت سر خود را خراب و راهی برای برگشت باقی نمی‌گذارد، حتی در صورت بخشیده شدن از جانب همسر ، دیگر شرایط زندگی  برای وی مانند قبل نیست و پل  اعتماد  زناشویی شکسته و تخریب می‌شود که در اینصورت  یک عمر با حس شرمندگی و حقارت زندگی می‌کند.

سیر بروز آسیب:

 در پرونده بالا مراجع از زمانیکه به دانشگاه رفته قطعاً اعمال،حرکات و رفتارهایش طوری بوده که همکلاسی وی پی به عقده‌ها و کمبودهای عاطفی و روانی وی برده و در فرصت مناسب به وی نزدیک و پیشنهادش را مطرح کرده است که با توجه به شرایط مراجع و مسائلی که در زندگی زناشویی با همسرش داشت، زمینه را جهت ایجاد ارتباط و خیانت در وی ایجاد کرده که به دنبال آن دوستی، ارتباط نامشروع و غرق شدن در خیانت از همان دوران آغاز و تاکنون نیز ادامه داشته است.

 و اما عواملی که موجب بروز آسیب در پرونده مورد نظر شده:

ضعف در روابط بین فردی و نداشتن رابطه صمیمی و عاطفی بین زوجین،عدم توجه زوج به نیازهای عاطفی و جنسی همسر، نارضایتی مراجع از روابط زناشویی، ناتوانی و عدم مهارت در حل مسأله و مقابله با مشکلات، نداشتن صداقت و عدم پایبندی به تعهدات زناشویی، ضعف در مهارت‌های ارتباطی و اجتماعی، ضعف در باورهای دینی و مذهبی  و ... است.

اقدامات صورت گرفته توسط کارشناس مشاوره:

•پذیرش مراجع و مصاحبه بالینی با وی

•واکاوی و بررسی روند بروز مشکلات فرد از ابتدا تاکنون

•تماس با طرف رابطه (سامان) جهت حضور در جلسه مشاوره

•تفهیم این نکته به مراجعین درباره زشتی این عمل و جنبه گناه خیانت زناشویی و رابطه نامشروع با بهره‌گیری از آموزه‌های دینی و اینکه  ازلحاظ قانونی نیز ضمانت اجرایی دارد.

•آموزش مهارت‌های زندگی (حل مسأله و ... ) به مراجع

•آموزش مهارت‌های ارتباطی به مراجع

•آموزش مهارت ارتباط مؤثر زوجین

•تأکید بر قطع ارتباط طرفین و از بین بردن آثار و خاطرات به جا مانده آنها در دوران دوستی

•ارجاع مراجعین به پزشک متخصص جهت بررسی بیشتر به ویژه از نظر هورمون‌های جنسی

•ارجاع مراجع به روانشناس جهت روان درمانی

راهکارهای پیشگیرانه:

•کسب آگاهی و ارتقاء دانش و مهارت لازم در روابط زناشویی و همسرداری

•توجه زوجین به  ارضاء امیال غریزی و نیازهای مشترک زناشویی

•کسب  و یادگیری مهارت‌های زندگی توسط زوجین

•مسئولیت پذیری و پایبندی به اصول زندگی مشترک از قبیل ( وفاداری، صداقت و ...)

•ارتقاء مهارت‌های ارتباطی و اجتماعی

•تقویت روحیه دین باوری و تقوا

انتهای خبر/


به زودی نظر شما پس از تایید منتشر میگردد.
ارسال نظر
نام :
ایمیل
نظر
تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به سایت اتفاقیه است و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلامانع است.