سرویس حوادث | کد خبر: 31182
تاریخ انتشار: 1397/08/30 - 10:58:45

پشیمانی بی حاصل از ارتکاب خیانت

پشیمانی بی حاصل از ارتکاب خیانت,

دور بودن از خانواده و شب‌کاری همسرم مرا به زنی غمگین و افسرده تبدیل کرده بود، بعد از پنج سال ازدواج توقع داشتم حداقل کمی برایم وقت بگذارد، پای صحبتم بنشیند و به من محبت کند.

همسرم به خاطر شغلش صبح تا ظهر خواب بود و من علاوه بر تنهایی بعضی مسئولیت‌ها مثل خرید و مسائل مالی را نیز به عهده داشتم.

روزهای تکراری و بدون روح زندگی یکی پس از دیگری سپری می‌شد و ما در حالی که به ظاهر زندگی آرامی داشتیم اما در باطن از این روزمرگی و یکنواختی بیزار شده بودیم.

شب‌ها در اتاقم تنها دراز می‌کشیدم و با خودم فکر و خیال می‌کردم، چقدر دوست داشتم او مردی پر جنب‌وجوش و مهربان باشد و محبتش را از من دریغ نکند اما حیف...

یکی از روزها از طریق موبایل در گروهی مجازی عضو شدم که اعضای زیادی داشت، شب‌ها در آن گروه حرف می‌زدیم و خوش‌وبش می‌کردیم، بعد از چند وقت یکی از این اعضا که نامش فرهاد بود در قسمت شخصی مکالمه سر صحبت را با من باز کرد.

به مرور زمان پیام‌های ما حالت احساسی گرفت و زمان مکالمه ما نیز افزایش یافت، ردوبدل پیام‌های احساسی همانا و دلبستگی عاطفی نیز همانا.

فرهاد هرروز به من ابراز علاقه می‌کرد، تماس می‌گرفت و قربان صدقه‌ام می‌رفت و من نیز  دنیای کاذبی از عشق برای خود ساخته بودم.

چون با فرهاد در مورد تمام جنبه‌های زندگیم حرف می‌زدم می‌دانست که شب‌ها در خانه تنها هستم، یک شب آدرس خانه‌ام را پرسید و چند دقیقه بعد دیدم که پشت در ما ایستاده است، با ترس و استرس در را برایش باز کردم و آن شب را مرتکب اشتباه جبران ناپذیری شدم که عواقب هولناکی برایم به همراه داشت.

شروع رابطه نامشروع با او در روزهای نخست با اضطراب و عذاب وجدان همراه بود اما به مرور که قبح این فاجعه در من از بین رفت به کار زشت خود ادامه دادم.

یکی از شب‌ها در حالی که همسرم سرکار بود، باز هم منتظر فرهاد بودم تا به خانه‌ام بیاید، در ساعت مقرر او پشت در بود و در کمال ناباوری دیدم که با چند نفر از دوستانش آمده است.

او با چرب زبانی مدعی شد فقط یک ساعتی می‌نشینند و خواهند رفت و من نیز که کورکورانه به او اعتماد کرده بودم آنها را به داخل خانه راه دادم.

چند دقیقه بعد فرهاد مرا به داخل اتاق خواب صدا زد و گفت که با من کار خصوصی دارد، وارد اتاق خواب که شدم با صدای بسته شدن در پشت سرم را نگاه کردم و آن دو نفر را دیدم که می‌گفتند: فرهاد شرط را باختی!

تازه فهمیدم چه اشتباهی کرده‌ام، در این مدت تنها یک ابزار برای هوس رانی فرهاد بودم و برایش هیچ ارزشی نداشتم، سعی کردم فریاد بزنم و از دستان کثیف و بی رحم آنها فرار کنم، اما سودی نداشت.

آن سه نفر مدام مرا تهدید می‌کردند که به شوهرم همه چیز را خواهند گفت و من در بهت و ناباوری چون موجودی بی ارزش در دست‌های هوس آلود آنها دست به دست می‌شدم.

می‌خواستم زمین دهان باز کند تا در آن فرو بروم و از خدا طلب مرگ می‌کردم. یکی از همسایه‌ها که به رفت و آمد غریبه به خانه من مشکوک شده بود در همان شب با دیدن وارد شدن سه مرد به داخل خانه به پلیس زنگ زده بود و همین شد که به جرم رابطه نامشروع دستگیر شدم.

خیلی پشیمانم، نمی‌دانم چگونه در چشم‌های شوهرم نگاه کنم، به خاطر هوس و ندانم کاری زندگی آرامم را باختم، کاش می‌شد زمان را به عقب برگرداند.

نظر کارشناس :

 خانواده یک نهاد مقدس است. ازدواج و تشکیل زندگی زناشویی دارای ارزش  و جایگاه ویژه‌ای است یکی از اصول زندگی مشترک پایبندی، تعهد و وفاداری زوجین در قبال شریک زندگی است. متأسفانه گاهی شاهد زیر پا گذاشتن این تعهد از جانب یکی از زوجین هستیم که در خیلی از موارد به از هم پاشیدگی می‌انجامد .

خیانت و روابط فرا زناشویی به معنای شکسته شدن پیمان  ازدواج است و بدین معنی است که به موجب آن یکی از طرفین به صورت پنهانی قوانین و تعهدات زناشویی را زیر پا نهاده و با فردی جز همسر خود رابطه پنهانی  عاطفی یا جنسی برقرار  می‌کند  که در برخی مواقع هم فردی که خیانت می‌کند و هم فرد خیانت دیده دچار  آسیب می‌شود که نتیجه آن از هم پاشیدگی زندگی زناشویی است .

علل و عواملی مانند: حس تنوع طلبی، سردی روابط، خلأهای عاطفی بین زوجین، ازدواج‌های اجباری، انتقام گرفتن، برآورده نشدن نیازها و انتظارات زوجین و عدم پاسخگویی به نیازهای جنسی یکدیگر در بروز خیانت دخیل هستند.

انتهای خبر/


به زودی نظر شما پس از تایید منتشر میگردد.
ارسال نظر
نام :
ایمیل
نظر
تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به سایت اتفاقیه است و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلامانع است.