سرویس گزارش | کد خبر: 31380
تاریخ انتشار: 1397/09/21 - 09:47:14

گزارشی از وضعیت بیکاری و مهاجرت در خراسان شمالی؛

مهاجرت ناخواسته، دردی که التیام ندارد

سال‌های سال است که مردان و جوانان بسیاری در خراسان شمالی به علت فراهم نبودن فرصت‌های اشتغال و کارآفرینی در زادگاه خود رنج مهاجرت را بر جان خریده‌اند و هر ساله با هدف بدست آوردن کار به کلان شهرها مهاجرت می‌کنند.
مهاجرت ناخواسته، دردی که التیام ندارد,

 مهاجرت همیشه دل‌تنگی‌های خودش را دارد و رفتن به غربت هم غم‌های خودش را اما مهاجرت‌هایی که به کارگری در شهری دیگر و به دور از خانواده ختم می‌شود حواشی و مشکلات خاص خودش را دارد.

بخش جرگلان با 46 روستا و کلاته و 30 هزار نفر جمعیت از توابع شهرستان راز و جرگلان یکی از مناطق مرزی و محرم خراسان شمالی است که از هر خانواده یک یا چند نفر مجبور هستند برای تأمین هزینه‌های زندگی به مرکز استان و یا تهران و سایر شهرها مهاجرت کنند.

اهالی این خطه که از قوم ترکمن هستند، علاوه بر غنای فرهنگی و هنری از پیشینه تولیدات سنتی از جمله تولید نخ ابریشم با انجام نوغان داری، بافت فرش‌های ابریشمین با نقوش خاص قوم ترکمن و لباس‌های ابریشمین ترکمنی، نمدبافی همچنین کشاورزی، دامداری و پرورش اسب ترکمن برخوردار هستند.

فرصت‌های اشتغال خطه‌ای با چنین پیشینه غنی به صورت بالقوه می‌تواند همانند یک چاه نفت برای بخش جرگلان و استان خراسان شمالی منبع ثروت سازی باشد که به علت بی‌توجهی و غفلت دست‌اندرکاران همچنان به عنوان یک فرصت بالقوه عظیم اقتصادی، رشد نیافته باقی مانده‌اند.

سال‌های سال است که زیرساخت‌های رشد و توسعه این فرصت‌های بالقوه اشتغال زا و کارآفرین یاد شده در این خطه همچنان در پله نخست خود در جا می‌زنند، موجب شده است که اغلب مردان و جوانان این روستاها که هر یک از آنان می‌توانند یک نیروی کارآفرین استان خراسان شمالی باشند برای به دست آوردن کار، کسب درآمد و تأمین هزینه‌های زندگی به تنهایی و یا همراه با خانواده‌هایشان، رنج و تلخی کوچ از زادگاه و مهاجرت را به جان بخرند و از ریشه خود دل برکنند و به دیگر استان‌ها و کلان‌شهرها مهاجرت کنند هر چند که آنان همیشه رؤیا بازگشت به ریشه و زادگاه خود را دارند.

البته این در حالی است که هنوز با وجود گذشت سال‌ها، هنوز در بخش جرگلان امکان بازگشت برای مهاجرانش فراهم نشده است.

جوانان جرگلانی مهاجرت نکنند، خانواده‌هایشان نان خالی برای خوردن هم ندارند

یاز قلیچ فروزش، عضو شورای روستای دویدوخ در بخش جرگلان در این باره می‌گوید: روستای دویدوخ دو هزار و 500 نفر جمعیت دارد که از هر خانواده دویدوخی یک، دو و یا سه نفر در تهران کار می‌کنند.

وی با اشاره به اینکه وجود زمین کشاورزی در این روستا کم است و با ادامه کاهش بارندگی‌ها و استمرار خشکسالی در این شهرستان، دیگر، فعالیت کشاورزی و دامداری پاسخگوی نیاز مالی خانواده‌های ساکن در این روستا نیست، می‌افزاید: همین مسئله موجب مهاجرت مردان 18 تا 35 سال این روستا به استان تهران و دیگر استان‌ها شده است تا کارگری کنند و معاش خانواده‌های خود را تأمین کنند.

فروزش تصریح می‌کند: مردان روستا اگر مهاجرت نکنند تا شغلی به دست آورند، در این وضعیت گرانی، خانواده‌های آنان نان خالی هم برای خوردن به دست نمی‌آورند که البته یارانه هم جوابگوی خرج خانواده‌هایشان نیست.

هر کسی که بخواهد در روستا بماند باید چند شغله باشد

اسماعیل درخشان، عضو شورای اسلامی روستای یکه سعود بالا نیز درباره مهاجرت مردان روستا به کلان‌شهرهای با هدف کار پیدا کردن، اظهار می‌کند: روستای یکه سعود ۲۵۰ خانوار با دو هزار نفر جمعیت دارد و از هر خانواده یکه سعودی، یک نفر از اعضای خانواده آنان در تهران کار می‌کند که البته عده‌ای از این جوانان نیز با خانواده‌های خود مهاجرت کرده‌اند.

وی می‌افزاید: از 250 خانوار یاد شده در این روستا، ۱۲۵ خانوار آن به علت درآمد کم و برای پیدا کردن کاری با درآمد بالاتر به بجنورد کوچ کرده‌اند و در آنجا زندگی می‌کنند.

درخشان در ادامه یادآور می‌شود: اهالی روستای یکه سعود بالا با مشکل کم آبی برای کشاورزی و مراتع محدود برای تعلیف دام‌هایشان مواجه‌اند که همین مسئله نیز موجب شده تا فعالیت دامداری و کشاورزی در این روستا توسعه پیدا نکند.

وی همچنین می‌گوید: در حال حاضر دختران این روستا مانند گذشته به علت قیمت پایین قالی، دیگر قالی نمی‌بافند و اغلب آنها به تحصیل مشغول هستند.

وی می‌افزاید: برخی از مردان این روستا هم سعی کرده‌اند با سرمایه اندکی که از محل کار کردن در تهران به دست آورده‌اند در این روستا مغازه‌ای باز کنند تا برای خود شغلی را دست و پا کنند اما آنان از این محل نیز درآمد کافی به دست نمی‌آورند.

درخشان در ادامه تصریح می‌کند: هر کسی که بخواهد در روستا بماند باید برای خود چند شغل داشته باشد.

وی همچنین درباره مشکلات کار کردن جوانان خطه راز و جرگلان در استان تهران نیز بیان می‌کند: بعضی مواقع کارفرمایان دستمزد این مردان کارگر را به موقع نمی‌پردازند و این مردان با کار زیاد، نخوردن مواد غذایی مناسب، نداشتن استراحت کافی دچار بیماری‌هایی از جمله سوء تغذیه، دیسک کمر، کمبود کلسیم و... شده‌اند.

اقتصاد جرگلان با کارگری در تهران می‌چرخد

محمد رضا نوروزی جوان ۲۹ ساله جرگلانی که از ۱۲ سالگی در استان تهران کار کرده و مدرک فوق دیپلم خود را در کنار کار کردن، گرفته است، می‌گوید: من اهل روستای بک پولاد هستم این روستا در حدود چهار هزار نفر جمعیت دارد که نزدیک به هزار و 500 نفر از آنان در استان تهران کار می‌کنند.

وی در ادامه می‌افزاید: اولین نفری که از هر روستا برای پیدا کردن کار به استان تهران رفته و مشغول به انجام یک کاری شده است بقیه جوانان آن روستا هم به دنبال او رفته‌اند و در همان کار مشغول شده‌اند.

نوروزی با بیان اینکه برای کارکردن اغلب تنها به استان تهران می‌روم و کار می‌کنم، عنوان می‌کند: من نیز در استان تهران کارهای زیادی از جمله کار در ساختمان سازی، رستوران داری، دست فروشی و مسافر کشی انجام داده‌ام.

وی همچنین با تاکید بر اینکه قلبم در جرگلان است و دوست دارم به دیار خودم برگردم، درحالی‌که بیکاری در شهرستان راز و جرگلان بیداد می‌کند و این رؤیا فعلاً واقعی نخواهد شد، در عین حال، می‌افزاید: در فصل زمستان همسرم را با خودم به استان تهران می‌برم چرا که در فصل زمستان نفت به اندازه کافی وجود ندارد و همسرم تنهاست و او برای تهیه نفت با مشکل مواجه می‌شود.

وی در بخشی دیگر از سخن خود، بیان می‌کند: در حال حاضر اقتصاد جرگلان با کارکردن در استان تهران می‌چرخد و اغلب جوانان این خطه سرمایه اولیه خود را با کار در استان تهران به دست می‌آورند.

نوروزی می‌افزاید: برخی از این جوانان جرگلانی مهاجرت کرده به استان تهران، با کار کردن، سرمایه‌ای به دست آورده و در همان استان برای خودشان اشتغال‌زایی کرده‌اند.

کارگران مهاجر، بزرگ شدن فرزندانشان را نمیبینند

در عین حال، وی درباره مضررات کار در استان تهران نیز می‌گوید: در دورانی که مردان این خطه به دور از خانواده‌هایشان مشغول به کار هستند، نمی‌توانند بزرگ شدن فرزندان خود را ببینند و تمامی مسئولیت تربیت فرزند بر عهده مادر است.

وی همچنین می‌افزاید: در شادی‌ها و غم‌های اقوام و هم روستایی‌هایمان نمی‌توانیم حضور داشته باشیم و این وضعیت باعث افسردگی‌مان می‌شود.

با این وجود، نوروزی خاطر نشان می‌کند: اخیراً برخی از این مردان جرگلانی مهاجرت کرده به استان تهران با خرید یا اجاره خانه، خانواده خود را نیز به استان تهران می‌برند اما با توجه به اینکه هزینه زندگی در آنجا زیاد است، خانواده‌هایی را هم می‌شناسم که نتوانستند اجاره خانه را بپردازند و صاحب‌خانه نیز اثاثیه منزل آنان را در کوچه گذاشتند.

افزون بر این، وی خاطر نشان می‌کند: متأسفانه هر ساله مردان زیادی که از این شهرستان در استان تهران کار می‌کنند در حین کار بر اثر بروز حوادث ناشی از کار یا از ساختمان سقوط کرده‌اند، یا معلول شده‌اند.

وی تصریح می‌کند: جرگلان مهد چندین صنعت بالقوه از جمله فرش، اسب و گردشگری است اما هنوز آن‌چنان که باید و شاید امکان رشد این فرصت‌ها در این شهرستان شکوفا نشده‌اند و مردم بهره چندانی از این فرصت‌های ثروت ساز نبرده‌اند.

نوروزی توصیه می‌کند: جوانان این خطه به دنبال کسب آموزش‌های فنی و حرفه‌ای باشند همچنین آنانی که می‌خواهند کشاورزی و دامداری را ادامه دهند، تلاش کنند با کسب آموزش، شیوه‌های کشاورزی و دام‌پروری صنعتی را جایگزین روش‌های سنتی کنند.

مهاجران هوای بازگشت دارند اما شرایط مهیا نیست

آتا نفس پولادین ۳۹ ساله از اهالی روستای گرکز شهرستان راز و جرگلان نیز طی مدت ۲۴ سال گذشته در استان تهران زندگی کرده است، می‌گوید: در یک شرکت رنگ سازی در استان تهران کار می‌کنم که ۴۵ الی ۵۰ نفر از نیروهای این واحد تولیدی، اهل شهرستان راز و جرگلان و اغلب آنها اهل روستای گرکز هستند.

وی می‌افزاید: اغلب این کارگران با خانواده‌های خود به تهران مهاجرت کرده‌اند و فرزندان آنها نیز در تهران به مدرسه می‌روند و حتی خانم‌های جرگلانی نیز در تهران برای کمک به خانواده در کارهای مختلف مشغول به کار هستند.

وی در ادامه بیان می‌کند: در حال حاضر سه فرزند دارم که یکی در زادگاهم در روستای گرکز درس می‌خواند و فرزند دیگرم همراه خودم در شهر تهران است و در اینجا به تحصیل مشغول است.

آتا نفس پولادین بیان می‌کند: پیشینه شغلی پدرم دامداری بود اما بر اثر خشکسالی و کمبود امکانات من و پدرم نتوانستیم آن را ادامه دهیم همچنین بر اثر خشکسالی هم هیچ محصولی از کشاورزی به دست نیامد.

وی با یادآوری این مطلب که در این خطه امکان کسب درآمد و تجربه فراهم نیست به همین علت چاره‌ای به جز مهاجرت برای پیدا کردن کار باقی نمی‌ماند، عنوان می‌کند: هر مهاجرت کرده‌ای که توانست سرمایه و تجربه کسب کند به زادگاهش برمی‌گردد.

در عین حال، وی خاطر نشان می‌کند: البته باز هم، بازگشت به منطقه‌ای محروم خواهد بود، درحالی‌که خانواده‌های مهاجرت کرده با زندگی همراه با امکانات کلان شهری همچون تهران آشنا شده‌اند، بنابراین، برای بازگشت نیز باید حداقل شرایط زندگی در زادگاه آماده باشد.

با این وجود، آتا نفس پولادین تصریح می‌کند: ریشه در خاک جرگلان داریم و هوای بازگشت داریم.

در جرگلان فرصت‌های بالقوه اشتغال‌زا وجود دارند که هنوز بالفعل نشده‌اند

پولاد نجاهی، بخشدار جرگلان نیز درباره مسئله مهاجرت جوانان شهرستان راز و جرگلان به همراه خانواده‌هایشان به کلان شهر تهران اظهار کرد: عواملی از جمله آماده نبودن زیرساخت‌های اشتغال زایی و کارآفرینی و فقدان برنامه‌ای منسجم برای تبدیل فرصت‌های بالقوه اشتغال‌زا در این خطه به فرصت‌های کارآفرینی واقعی در آن موجب شده‌اند که هرساله جمعیت جوان و پر انرژی بخش جرگلان به استان تهران مهاجرت کنند و به صورت فصلی و یا دائمی در آنجا مشغول کار و زندگی شوند.

نجاهی تصریح کرد: در بخش جرگلان فرصت‌های بالقوه کارآفرینی بسیاری از جمله در زمینه‌های پرورش کرم ابریشم، اسب اصیل ترکمن، فرش ترکمن، دام‌پروری و کشاورزی وجود دارد که می‌شود برای صنعتی شدن آنها بر روی آنها سرمایه گذاری کرد تا کارگاه‌های تولیدی همچنین پیست‌های اسب دوانی حرفه‌ای را راه اندازی کرد.

وی همچنین افزود: برای تحقق این فرصت‌های اشتغال زا باید سرمایه زیادی داشت که این موضوع جز با اختصاص تسهیلات کاملاً قرض الحسنه میسر نخواهد شد.

انتهای خبر/عصر اترک

 

 

 

 

 

 

 


به زودی نظر شما پس از تایید منتشر میگردد.
ارسال نظر
نام :
ایمیل
نظر
تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به سایت اتفاقیه است و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلامانع است.