سرویس گزارش | کد خبر: 31529
تاریخ انتشار: 1397/10/08 - 11:03:38

آمار نقض حقوق بشر در جهان نگران کننده است؛

از خاشقچی تا نقض حقوق زنان

از خاشقچی تا نقض حقوق زنان,

 در یکی دو هفته گذشته، ادعاهای نقض حقوق بشر در ایران، بار دیگر توسط فرستاده سازمان ملل تکرار و مانند همیشه در رسانههای غربی و کشورهای وابسته به آنها بازتاب زیادی داده شد. چند روز پیش هم، دونالد ترامپ، رییس جمهور آمریکا پس از بازدید از کمپ سربازان آمریکایی، گفت که آمریکا به تنهایی نمی‌تواند نقش پلیس را در جهان بازی کند! و همچنین اشاره کرد که نیروهای این کشور از عراق خارج نمی‌شوند تا اهرم فشار بر ایران باقی بماند. پرسش اینجاست که چه کسی به آمریکا این اجازه را داده که نقش پلیس را بازی کند؟ آن هم کشوری که موارد نقض حقوق بشر در آن، دست کمی از بدترین کشورهای ناقض حقوق اولیه هر انسانی را ندارد.

واقعیت این است که کشورهای غربی و توسعه یافته اقتصادی، به واسطه وجود انواع ابزارهای تبلیغاتی، همواره سعی کردهاند برخی دولتها را که در راستای افکار و عقاید آنها نیستند، زیر انوارع فشارهای تبلیغاتی قرار دهند و با ایجاد یک پروپاگاندای بزرگ و پر فشار، باعث شوند که اولاً این کشورها محبوبیت عمومی خود را در سطح بینالملل از دست بدهند و در بین عامه مردم جهان، منزوی شوند، و در ثانی به واسطه همین انزوای بینالمللی، این دولتها زیر فشار افکار عمومی کشور خود، مجبور به تغییر رویه و بازی با قانونهای آنها شوند یا در بهترین شرایط از نظر آنها، دولت و نظام حاکم بر این کشور تغییر کند.

فرانسوا لیوتار، اندیشمند بزرگ فرانسوی، پس از حمله صدام حسین به کویت، اعلام کرد که جنگ خلیج فارس یک جنگ رسانهای است بدین معنی که آنچه آنها (یعنی مردم دنیای غرب) از این جنگ میدانند، محدود و معطوف به چیزهایی است که رسانهها در مورد این جنگ مخابره میکنند؛ حال اینکه واقعیت قضیه چیست و طرف حق و باطل کدام، کاملاً بستگی به این دارد که رسانهها و به واقع کارتلهای بزرگ اقتصادی و سیاسیِ پشت سرِ آنها، چه تصمیمی گرفته باشند؛ بدین ترتیب، حق و باطل، درست و غلط، توسط رسانهها به خورد مردم داده میشود.

هنوز هم به رغم گسترش نسبی فضای رسانهها و افزایش خیره کننده دسترسی به اینترنت در سطح دنیا و همچنین افزایش شهروند-خبرنگاران، بخش عمدهای از ذهنیت عامه مردم دنیا توسط همین رسانهها یا به عبارت درستتر، کارتلهای اقتصادی و سیاسیِ پشت پردهشان، هدایت و جهتدهی میشود. در چنین شرایطی، همه مردم دنیا و خصوصاً شهروندان کشورهایی چون ما، که در معرض حملات جدی این رسانهها قرار دارند، لازم است تا سواد رسانهای خود را افزایش دهند و ضمن مطالعه انواع رسانهها، مدیریت و دروازهبانی خبر را بیاموزند تا در دام آنها گرفار نشوند.

به رغم ادعاهای رسانههای غربی، مسأله نقض حقوق بشر، تنها محدود به چند کشور نیست و مسألهای است که کم و بیش در اغلب نقاط جهان، اتفاق میافتد. در واقع آنها که خود را کدخدا و پلیس جهان می‌خوانند، بیش از اینکه به فکر دیگر کشورهای جهان باشند، لازم است تا سر و سامانی به وضعیت نقض حقوق بشر در کشور خود و کشورهای همپیمانشان دهند.

در حالی که پس از اعتراضهای یکی دو سال گذشته در ایران، رییس جمهور دولت فرانسه، از روحانی می‌خواست تا در مواجهه با معترضان، خویشتنداری بیشتری نشان دهد و اجازه اعتراض به آنها را بدهد، تظاهرات خیابانی جلیقه‌زردها در یک ماه گذشته در فرانسه، با سرکوب شدید دولت مستقر مواجه شد. این تنها مورد تناقض در رفتار و گفار این دولتمردان نیست.

در قضیه خاشقچی، افکار عمومی جهانی به وضوح دیدند که کشورهای غربی، به نقض حقوق بشر و کشته شدن یک شهروند عربستانی، چه واکنشی نشان میدهند و چگونه با مماشات، با مسببان اصلی آن برخورد میکنند. در واقع مسأله خاشقچی، یکی از هزاران موردی است که کشور عربستان مسبب اصلی آن بوده و توسط همپیمانان غربیاش مسکوت گذاشته شد. نقش عربستان، در پدید آدن دولت خودخوانده اسلامی (داعش) و جنایتهای بیشمار آنها در سوریه و عراق، بر کسی پوشیده نیست. حمله این کشور به یمن و کشتن هزاران انسان بیگناه، خصوصاً غیر نظامیها و کودکان و زنان، چند سال است که توسط دولتها و رسانههای غربی دیده نمیشود. همه اینها به این دلیل است که عربستان، یکی از بزرگترین تولیدکنندگان نفت و خریداران کالا و خدما این کشورها است و گردش مالی سالانه آنها به میزانی هست که بتوان روی این جنایتها سرپوش گذاشت.  در مورد اسرائیل و جنایت‌های ددمنشانه آنها در این سالیان بر مردم مظلوم فلسطین نیز به قدری مسأله واضح است که جای هیچ بحث و گفت و گویی باقی نمی‌گذارد.

اگر نخواهیم گرفتار کلیگویی شویم، کافی است تا نگاهی گذرا به آمار نقض حقوق زنان در کشورهای به ظاهر توسعه یافته داشته باشیم. آنچه در اولین نگاه به ذهن میرسد این است که زنان در غرب به دلیل تحت حمایت بودن قانون، کمتر در معرض خشونت قرار دارند و در قیاس با کشورهای در حال توسعه، کمتر مورد تعرض و خشونت هستند؛ اما با یک نگاه اجمالی به آمارهایی که در کشورهای غربی منتشر میشود متوجه میشویم که اینطور نیست و آنچه در غرب تهدیدی برای امنیت زنان است، خشونت در خانهها و آزار و تجاوز جنسی در محیط کار است.

ارقام جدید یورو استات، که توسط کمیسیون اروپا منتشر شده، نشان می دهد ۶۴ هزار و ۵۰۰ مورد از ۲۱۵ هزار جنایت خشونت آمیز جنسی که توسط پلیس در سراسر اتحادیه اروپا در سال ۲۰۱۵ ثبت شدهاند، در انگلستان و ولز به وقوع پیوسته است. افزایش خشونت علیه زنان در سراسر جهان نگرانیهای بسیاری را ایجاد کرده است.

در سالهای اخیر میزان جرم و جنایتهای مختلف در دنیا افزایش یافته و بسیاری از افراد را روانه زندانها کرده است؛ تجاوز و آزار و اذیتهای جنسی از جمله مواردی است که در کشورهای توسعه یافته رشد قابل توجهی داشته است. شاید برایتان جالب باشد که چندی پیش پایگاه لیستهای شگفت انگیز، لیستی تحت عنوان 10 کشوری که دارای بیشترین آمار آزار و اذیت جنسی هستند را منتشر کرد که در آن به ترتیب آفریقای جنوبی، سوئد و ایالت متحده آمریکا بیشترین میزان تجاوز در جهان را طی سال 2017 داشتهاند.

بر اساس این گزارش در کشور آفریقای جنوبی سالانه 500 هزار مورد آزار و اذیت جنسی اتفاق میافتد که قربانیان 41 درصد از گزارشها، کودکان بودهاند. گفتنی است 15 درصد این کودکان کمتر از 11 سال سن داشته اند.

کشور سوئد از جمله کشورهایی است که میزان جرایم جنسی در آن رو به افزایش است به طوری که میتوان گفت از هر ۴ زن سوئدی، یک نفر قربانی آزار اذیت جنسی است. در سال 1975 حدود 241 مورد پرونده مرتبط با آزار و اذیتهای جنسی به پلیس گزارش شده که این میزان در سال 2014 به 6 هزار و 620 مورد رسیده است.

بر اساس آمارها در کشور آمریکا، از هر 3 زن، یک زن در طول زندگی خود آزار جنسی را تجربه میکند. 19.3 درصد زنان حداقل یک بار مورد تجاوز قرار گرفته و 43.9 درصد آن ها نیز در طول زندگی خود سایر آزارهای جنسی را تجربه کردهاند. حدود 40 درصد از افراد در آمریکا قبل از اینکه 18 ساله شوند مورد تجاوز قرار می گیرند.

بر اساس گزارش روزنامه گاردین، آمار رسمی بریتانیا نشان می دهد که حدود 1.2 میلیون زن و 700 هزار مرد در تا مارس 2017 قربانی برخی آزار و اذیتهای جنسی در انگلستان و ولز هستند. بررسیها در اروپا نشان میدهد که تعداد تجاوز در انگلیس و ولز به طور مطلق از 34 هزار و 400 مورد هم فراتر رفته که شامل 7 هزار تجاوز جنسی در آلمان و از 32 هزار و 900 تجاوز، 13 هزار مورد در فرانسه ثبت شده است.

سوئد نسبت به جمعیت خود بیشترین میزان جرم های مرتبط با خشونت های جنسی را با میزان 178 نفر در هر 100 هزار شهروند خود ثبت کرده که پس از آن اسکاتلند با میزان 163 در هر 100 هزار نفر، ایرلند شمالی 156 در 100 هزار نفر و انگلیس و ولز 113 در هر 100 هزار نفر جمعیت بیش ترین میزان تجاوز را داشتهاند.

این آمار، تنها مربوط به مسأله خشونت علیه زنان در کشورهای غربی است. کافی است نگاهی گذرا به چند گزاره دیگر در زمینه خشونت داشته باشیم: در سال 2014 در انگلستان، یک میلیون و 200 هزار  زن مورد آزار و اذیت جنسی قرار گرفتهاند، هر ۳۰ ثانیه پلیس یک شهروند را مورد خشونت قرار میدهد، ۳۴ هزار تماس گرفته شده از سوی کودکان زیر ۱۸ سال قصد خودکشی داشتهاند، ۱۳ هزار نفر قربانی برده داری نوین شدهاند، ۱۲۵ افسر پلیس عملکرد خبرنگاران را تحت نظر داشتند، هر هفته ۲ زن به دست همسران سابق خود به قتل میرسند، در یک سال ۲۷۸ هزار جرم تبعیض نژادی شغلی رخ داده است. در همین سال، یعنی سال 2014 در کشور فرانسه، هر ۴ روز، یک زن بر اثر خشونت کشته میشود، افرادی که نام اسلامی و آفریقایی دارند مصاحبه شغلی نمیشوند، ۵۰ مورد حمله به اماکن مسلمانان و ۴۶۹ مور حمله به مسلمانان گزارش شده است، این کشور جزو ۵ کشور اول جهان در آمار تجاوزهای جنسی است و آزار زنان در محیط کار مهمترین جرایم فرانسویها است.

اینها، بخش کوچکی از جرایم و خشونتهای است که در سالهای گذشته در کشورهای به ظاهر توسعه یافته رخ داده است. کافی است نگاهمان را به دنیای اطراف عمیقتر کنیم تا متوجه برخی از مسایلی که پشت پرده رخ میدهد بشویم.

انتهای خبر/سلیمی

 


به زودی نظر شما پس از تایید منتشر میگردد.
ارسال نظر
نام :
ایمیل
نظر
تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به سایت اتفاقیه است و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلامانع است.